شما اینجا هستید: خانه / مقاله‌ها / پاسخ به شبهات / نکاح مسيار و فرق آن با ازدواج موقت

نکاح مسيار و فرق آن با ازدواج موقت

سوال شرعي: يكي از اساتيد دانشگاه گفت: نزد اهل سنت هم متعه (صيغه) به نام نكاح مسيار وجود دارد، مي خواستيم بدانيم آيا اين درست است يا خير ؟ ضمنا نكاح مسيار چيست؟

الجواب باسم ملهم الصواب

تعريف نكاح شرعي ودائمي وشرائط آن

 نكاح عقدي شرعي است كه بر مبناي آن، زن ومرد مي توانند رابطه ي زنا شويي برقرار نمايند با شرايط ذيل :  زوجين مشخص باشند ،ازدواج با رضايت هر دو طرف انجام بگيرد ،ايجاب و قبول در يك مجلس صورت بگيرد،  مانع شرعي جهت ازدواج وجود نداشته باشد مانند اين كه زن ومرد محرم يكديگر قرار نگيرند اعم از اين كه محرم سببي باشد يا نسبي ، اختلاف دين نباشد مانند اين كه زوج كافر باشد وزن مسلمان ، جمع بين ذوات الارحام نباشد ، زن در نكاح يا عدت مرد ديگري نباشد، زن از مرد مشخصي ديگر حامله نباشد ، در يك وقت بيشتر از چهار زن در نكاح مرد نباشد ، نكاح موبد ودائمي باشد، وجود دو گواه شرعي با تمام شرايطي كه در كتب فقه موجود است و…  المفصل في احكام المراة والبيت المسلم في الشريعة الاسلامية : 6/11 ط بيروت،  الفتاوي الهنديه : كتاب النكاح : الباب الاول :1/346 ، 343 ط بيروت وفي بدائع الصنائع : كتاب النكاح:3/467 ط دار الكتب العلمية بيروت.

 ضمنا براي صحت نكاح دختر عاقل و بالغ اجازه‌ي ولي  لازم نيست . وفي احوال الشخصية: الولي شرط لصحة نكاح الصغير والصغيرة ومن يلحق بهما من الكبار غير المكلفين ، وليس الولي شرطا لصحة نكاح الحر والحرة العاقلين البالغين بل ينفذ نكاحهما بلا ولي.  الاحكام الشرعية في احوال الشخصية : الباب الرابع في الولاية علي النكاح : مادة (34) ج1ص 119  وفي فتح القدير: الولاية في النكاح نوعان : ولاية ندب واستحباب وهو الولاية علي البالغة العاقلة بكرا كانت او ثيبا و ولاية اجبار وهو الولاية علي الصغيرة بكرا كانت او ثيبا.  فتح القدير : 3/157 ط دار احيا التراث العربي

تعريف نكاح مسيار

مسيار كلمه اي معجمي و لغت نامه‌اي نيست؛  بلكه اصطلاحي عاميانه است كه در كشورهاي حاشيه خليج فارس و عربستان به اين اسم مروج است و بنابر تعريفي كه در مجمع فقهي مكه مكرمه از آن ارائه داده‌اند:  ازدواجي است دائمي با همان اركان و شرايطي كه نكاح دائمي دارد؛ با اين تفاوت كه زن از برخي حقوق خود مانند نفقه ، مسكن وقسم (نوبت شب) صرف نظر وگذشت مي كند وآن را در اختيار شوهر مي گذارد كه هر وقت براي او ميسر شد به او سر بزند ، وگذشت ازحقوق خود از نظر شرعي اشكالي ندارد؛ زيرا همچنان كه براي شخص جايز است كه از ديگري حقوق خود را مطالبه نمايد نيز براي او جايز است كه از حقوق خود در گذر كرده معاف نمايد ؛ چنان چه ام المومنين حضرت سوده بنت زمعه رضي الله عنها از حق شب خود به نفع ام المومنين حضرت عايشه صديقه رضي الله عنها گذشت ( صحيح بخاري /2593)ومسلم (1463) ودر مورد مهر زنان در قرآن مي آيد: اگر با رضايت چيزي از مهريه خود را به شما بخشيدند آن را حلال وگوارا مصرف كنيد قال الله تعالي: «فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا»  [النساء/4].

 يا مي آيد«وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ  [النساء/24]»

 هم چنين نكاح بدون ذكر مهر وحتي نكاح بدون مهر صحيح مي باشد؛ البته در اين صورت مهر مثل بر ذمه شوهر لازم مي شود.  المبسوط: 5/59 «وعقد النكاح بغير تسمية المهر جائز» وفي تبيين الحقائق 2/533 «صح النكاح بلا ذكر المهروكذا نفيه» وايضا في شرح فتح القدير:3/210، وفي مجمع الانهر 1/345  وفي الاحكام الشرعية في الاحوال الشخصية 1/مادة11

 وهمين دلايل به طريق اولي بر معاف كردن نفقه نيز صدق مي كند.

 آشنايي بيشتر با صورت ‌هاي نكاح مسيار

1-شخصي براي تجارت يا براي تحصيل به شهر يا كشوري ديگر مي رود و براي اين كه خود را از فعل حرام نجات دهد با زني در آن شهر به صورت دائم ازدواج مي‌كند و زوجه در نفقه ومبيت به زوج سخت نمي گيرد؛ يعني: هرگاه اين فرد فرصت يافت مي توانند باهم باشند .

2-بعضي از بيوه زنان به علت نداشتن مشكل مادي با بخشيدن نفقه و نوبت شب گذاري خود، بامردي ازدواج مي‌‌كنند تا از حقوق زناشويي بهره‌مند شده و از منكرات به دور باشند .

3- فرد متاهلي همسري ديگر را به گونه‌اي اختيار مي‌‌كند كه همسر اول وي با خبر نشود و اين عمل را به اين خاطر انجام مي‌دهد كه زندگي‌اش با همسر اول دچار مشكل نشود وبر اثر نكاح دوم مشكلات پيدا نشود و ازدواج دوم را از او پنهان نگه مي دارد.

در هر سه صورت‌؛ تمام شرائط و اركان عقد نكاح شرعي از قبيل گواه، تعيين مهر، ثبوت نسب براي فرزندان از زن و مرد،‌ رضايت طرفين و الفاظي كه بر دوام نكاح دلالت كند و….. وجود دارد. ودر بحث ادامه زندگي يا جدائي هم مانند بقيه متاهلين اند كه زندگي زناشوئي را ادامه مي دهند واگر از ادامه زندگي منصرف باشند،  بوسيله طلاق ؛ زندگي زنا شوئي را قطع مي نمايند ومانند متعه، موقت نبوده وخود بخود جدائي واقع نمي شود.

تعريف نكاح متعه وموقت

حقيقت متعه اين است كه مرد وزني بوسيله عقد تا مدتي مشخص همراهي يكديگر را اختيار مي كنند وباهم قرار مي گذارند تا مدت مشخص شده از يكديگر فايده حاصل نمايند وعموما در اين عقد، شرط نكاح يعني بودن  دو گواه وجود ندارد وپس از مدت معين خود به خود جدائي واقع مي شود كه از ديدگاه اهل سنت اين نكاح ، نكاح شرعي نبوده وصحيح نيست ..

نكاح موقت

در اين نوع نكاح مرد وزن مطابق با قانون نكاح ، در حضور دو گواه با لفظ نكاح، ايجاب وقبول مي كنند  ليكن صراحتا ابراز مي كنند كه اين عقد تا مدتي مشخص است وبعد از گذشت مدت، عقد خود به خود (بدون طلاق ، خلع وغيره ) به پايان مي رسد اين صورت نيز از ديدگاه اهل سنت شرعا حرام است ونكاح منعقد نمي شود.  فقهي مقالات : مولانا مفتي محمد تقي عثماني :1/257،258 ط ميمن اسلامك پبلشرز

فرق بين نكاح مسيار ومتعه

1- الف): نكاح مسيار نكاح دائم وشرعي بوده  با الفاظ « زوجتك» و«نكحتك» بدون قيد وقت وزمان منعقد مي شود.

 ب): نكاح متعه با لفظ « مَتِّعِيْنِيْ » همراه با قيد مدت و زمان مشخصي مانند «متعيني بنفسك الي مدة كذا بكذا من المهر» منعقد مي شود؛

ترجمه:  (مرا از خود بهره‌مند ساز(خود را در اختيار من بگذار) تا فلان مدت به اين مقدار از مهر) ؛

2-الف): در نكاح مسيار كاملا مانند نكاح شرعي ودائم حقوق از قبيل عدت، ميراث، وثبوت نسب براي فرزندن از پدر ومادر ثابت مي شود.

ب): اما درنكاح متعه وموقت هيچ كدام يك از اين حقوق (عدت، ميراث، وثبوت نسب) براي زوجين واولاد ثابت نمي شود. فروع كليني 2/47 التهذيب 2/190؛ وسائل الشيعة 14/496

3-الف): جدايي از نكاح مسيار ونكاح دائم،  بدون از وفات، طلاق، خلع، فسخ قاضي يا تفويض طلاق حاصل نمي شود.

ب): در متعه بعد از پايان مدت مشخص شده جدايي خود به خود بدون طلاق، وفات، خلع ، فسخ نكاح وغيره … صورت مي گيرد . وسائل الشيعة14/495 فروع كافي 2/ 43

4-الف): در نكاح مسيار و نكاح دائم، مرد در يك وقت نمي تواند بيشتر از چهار زن داشته باشد گرچه همه آن ها مسياري باشند.

 ب): اما در متعه وموقت مرد در يك وقت مي تواند بيشتر از چهار زن بلكه هزار زن داشته باشد .  فروع كافي 2/  43 وسائل الشيعة 14/446

5-الف): در نكاح مسيار ونكاح دائم، مهر مقرر مي شود اما بسا اوقات خود زن آن را معاف مي كند.

ب): ولي در نكاح متعه بجاي مهر براي زن اجرت در نظر گرفته مي شود و مبلغ آن نسبت به كوتاه بودن مدت استفاده از زن ، متفاوت مي شود. التهذيب 2/191، فروع كافي 2/43

6- الف):  در نكاح مسيار و نكاح شرعي و دائم، زني كه داراي شوهر است به هيچ وجه نمي تواند با مردي ديگر ازدواج نمايد.

ب): در نكاح متعه و موقت جايز است زني را كه داراي شوهر است متعه نمود. من لا يحضره الفقيه 2/149 التهذيب 2/187 وسائل الشيعة 14/457 (عن ابي عبدالله عليه السلام قال: قلت اني تزوجت امراة متعة فوقع في نفسي ان لها زوجا فتفتشت عن ذلك فوجدت لها زوجا، قال: ولِمَ فتشت ؟)

(عن ابي عبدالله عليه السلام قال: قيل له : ان فلانا تزوج امراة متعة فقيل له : ان لها زوجا فسالها، فقال ابو عبدالله عليه السلام : ولِمَ سالها ؟)

با توجه به مطالب فوق؛ مي توان بر فرق هايي كه در ميان عقد متعه ونكاح مسيار است پي برد، پس زني كه از طريق متعه وموقت به عقد شخصي در مي آيد نمي توان به آن،  عنوان و لقب زوجه شرعي داد اما زني كه از طريق نكاح مسيار به ازدواج شخصي در مي آيد همسر شرعي ودائم آن مي باشد زيرا همان شرايطي را كه نكاح شرعي و دائم دارد عينا همان شرائط را نيز نكاح مسيار دارد با اين تفاوت كه زن از برخي حقوق خود صرف نظر مي كند كه گاها اين در نكاح دائم وشرعي نيز ديده مي شود ، واين هيچ اشكالي بر صحت نكاح مسيار به وجود نمي آورد بر خلاف متعه وموقت كه در آن شرائط نكاح ديده نمي شود.

 لذا وقتي در نكاح مسيار تمام شرائط نكاح شرعي رعايت مي شود پس مانند نكاح شرعي جايز بوده و زوجين زندگي زنا شويي خود را بطور عادي ادامه مي دهند.

 چنانچه مجمع الفقه الاسلامی مكه مكرمه از بین ازدواج‌های رایج همچون نكاح مسیار، نكاح موقت نكاح به شرط طلاق و…. فقط نكاح مسیار را جایز و حلال قرار داده است و نزد تمام فقها چه شیعه و چه سنی  بین نكاح مسیار و نكاح موقت و متعه فرق است.

قابل ذكر است گر چه نكاح مسيار با رعايت شرائط نكاح شرعي و دائمي؛ جائز است ليكن پيشنهاد به اين ازوداج داده نمي‌شود زيرا عرفا اين گونه ازداوج‌ها ناپسند است.

وبحث في المجمع الفقهی، قد بحث فی الفترة من 8 الى 12 ابریل (نیسان) الحالی، بمقر الأمانة العامة للرابطة فی مكة المكرمة، عقود الزواج المستحدثة، كزواج المسیار والزواج بشرط الطلاق، والزواج المؤقت، ونكاح السر، والزواج العرفی، وزواج الأصدقاء (الفرند)،و الزواج المدنی، و الزواج بالتجربة. وكان زواج المسیار من أولى الصیغ التی أصدر فیها المجمع فتوى بجوازه، شریطة أن تتوافر فیه أركان الزواج وشروطه وخلوه من الموانع. ویتضمن زواج «المسیار» إبرام عقد زواج، تتنازل فیه المرأة عن السكن والنفقة والقَسْم أو بعض منها، وترضى بأن یأتی الرجل إلى دارها فی أی وقت شاء من لیل أو نهار، ویتناول ذلك أیضاً، إبرام عقد زواج على أن تظل الفتاة فی بیت أهلها، ثم یلتقیان متى رغبا فی بیت أهلها، أو فی أی مكان آخر، حیث لایتوافرسكن لهماولانفقة. نقل ازسايت «الشرق الاوسط» http://www.eslahe.com/News/print/تاريخ : چهارشنبه، 6 ارديبهشت ماه، 1385

وفي البحر : وقيد بالموقت؛ لأنه لو تزوجها على أن يطلقها بعد شهر فإنه جائز؛ لأن اشتراط القاطع يدل على انعقاده مؤبدا وبطل الشرط كما في القنية ولو تزوجها وفي نيته أن يقعد معها مدة نواها فالنكاح صحيح؛ لأن التوقيت إنما يكون باللفظ.   البحر الرائق شرح كنز الدقائق: كتاب النكاح : فصل في المحرمات: 3/ 190 مكتبه رشيديه

وفي فتح القدير : أما لو تزوج وفي نيته أن يطلقها بعد مدة نواها صح .   فتح القدير : كتاب النكاح: فصل في بيان المحرمات 3/152 ط دار احيا التراث العربي

وفي رد المحتار: ( وبطل نكاح متعة ، ومؤقت ) ، وإن جهلت المدة أو طالت في الأصح وليس منه ما لو نكحها على أن يطلقها بعد شهر أو نوى مكثه معها مدة معينة.    رد المحتار: كتاب النكاح: مطلب : فيما لو زوج المولي امته : 4/ 143مكتبه رشيديه

مفتي محمد تقي عثماني در جواب سوال « كچه عرصے كي لئي نكاح كرنا» مي نويسند: اگر انعقاد نكاح كي تمام شرائطموجود ہون ،اور عقد نكاح مين كوئي ايسا لفظ استعمال  نه كيا گيا ہو جس سے وه نكاح موقت سمجها جائے – اس صورت مين  وه نكاح منعقد ہو  جائے گا اور اس نكاح كے بعد تمتع جائز ہے اور نكاح كرنے والے مرد يا عورت كايه نيت كرنا كه تعليم كي مدت كے بعد ہم ا س نكاح كو ختم كردين گے اس نيت سے نكاح كي صحت پر كوئي اثر واقع نہين ہوگا – البته نكاح شريعت كے نزديك چونكه ايك دائمي عقد ہے – اس لئے زوجين سے بهي يه مطالبه ہے كه وه اس عقد كو ہميشه باقي ركهين  اور شديد ضرورت كے علاوه كبهي اس كو ختم نه كرين اور عقد كرتے وقت ہي زوجين كاجدائي اور فرقت كي نيت كرنا نكاح كي اس مقصد كے خلاف ہے – اس لئے ايسي نيت ركهنا ديانة كراہت سے خالي نہين – والله اعلم  ۔۔۔

تيسري صورت يه ہے كه مرد عورت با قاعده دو گواہون كے سامنے ايجاب وقبول كے ذريعے نكاح كرين اور نكاح مين اس بات كا بهي كوئي ذكر نہين ہوتا كه يه نكاح مخصوص مدت كے لئے كيا جا رہا ہے ليكن فريقين مين سے  كسي ايك يا دونون كے دل مين يه بات ہوتي ہے كه ايك مخصوص مدت گزرنے كے بعد طلاق كے ذريعے ہم نكاح ختم كردين گے – فقہاء كرام كي تصريح كے مطابق اس طرح كيا ہوا نكاح درست ہوجاتا ہے  اور مرت وعورت با قاعده ميان  بيوي بن جاتے ہين – اور ان كے در ميان نكاح كا رشته دائمي اور ابدي طور پر قائم ہوجا تا ہے ۔  فقهي مقالات از مولانا مفتي محمد تقي عثماني مد ظلهم : 1/ 256، 258

وفي بدائع الصنائع: لكن نكاح السر ما لم يحضره شاهدان فأما ما حضره شاهدان فهو نكاح علانية لا نكاح سر إذ السر إذا جاوز اثنين خرج من أن يكون سرا قال الشاعر : وسرك ما كان عند امرئ وسر الثلاثة غير الخفي وكذلك قوله : صلى الله عليه وسلم {أعلنوا النكاح } لأنهما إذا أحضراه شاهدين فقد أعلناه.  بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع – :كتاب انكاح: 3/394ط دار الكتب العلمية

قال العلامة المفتي محمد تقي العثماني : ما دامت صيغة النكاح لا تتقيد بوقت ولا زمان، وتستوفي الشروط انعقاد النكاح، فإن النكاح منعقد، والتمتع به جائز، وأما ما يضمره المتعاقدان أو أحدهما من نية الفرقة بعد اكتمال مدة ما، فلا أثر له في صحة النكاح غير أنه لما كان النكاح في الشريعة عقدًا مؤبدًا، فالمطلوب فيه أن يستدام من قبل الزوجين، ولا ينقص إلا عند حاجة شديدة تقتضي ذلك، وإن إضمار نية الفرقة منذ أول الأمر ينافي هذا المقصود، فلا يخلو من كراهية ديانة، فلا يصار إليه لا عند الضرورة من شدة الشبق فرارًا من الزنا الحرام. بحوث في قضايا فقهية معاصرة للعلامة العثماني:1/342 مكتبه دار العلوم كراتشي

وفي موسو عة احكام المراة: ماحكم زواج الطالب او الطالبة المسلمة زواجا لاينوي استدامة بل النية منعقدة عنده علي انهائه بمجرد انتهاء الدراسة .العزم علي العودة الي مكان الاقامة الدائم ولكن العقد يكون عقدا عاديا بالصيغة نفسها التي يعقد بها الزواج الموبد فما حكم هذا الزواج؟ الجواب : الاصل في الزواج الاستمرار والتابيد ، واقامه اسرة مستمرة مالم يطرا عليه ما ينهيه.   موسو عة احكام المراة المسلمة : 2/1177 ط دار المكتبي

وفي التفسير لمصطفي العدوي: حكم زواج المسيارالسؤال  ما هو رأي الشرع بالنسبة للزواج المسمى بالمسيار؟ وهل هو زواج متعة لبعض النساء؟ الجواب أما تسميته بالمسيار فهذه تسمية لا وجه لها، ونحن نريد له اسماً كان على عهد السلف الصالح حتى نناقشه مناقشة موضوعية بناءً على أقوال علماء السلف، أعرف أنه انتشر في السعودية في الفترة الأخيرة، وكان البعض أطلق عليه زواج المسيار، ونحن لا نوافق على هذه التسمية من الأصل، فليصاغ السؤال صيغة أسهل وأقرب للفهم من السائل؟ وممكن أن يعرف بالتالي:

امرأة تعرض نفسها على رجل ليتزوجها دون أن تفرض عليه مهراً، ولا نفقات ولا قسمة.

 نعيد السؤال مرة أخرى: امرأة أرادت أن تتزوج رجلاً فعرضت عليه نفسها وقالت له: تزوجني، قال: أنا فقير، قالت: سامحتك في المهر، قال: لا أستطيع أن أنفق عليك، قالت: أنا ثرية أنفق على نفسي. قال: لا أستطيع أن آتيك في كل ليلة فأنا متزوج ومن بلد بعيدة، قالت: أنا أسامحك، المتيسر من وقتك قبلته، بهذه الصورة التي ذكرت، مَن عنده شيءٌ يمنع من مثل هذه الصورة؟ امرأة تنازلت عن صداقها، هل لتنازلها عن الصداق وجه شرعي أو ليس له وجه؟ قال الله تعالى: { فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا } [النساء:4]،

 إذاً: سقطت هذه الجزئية، وقد تزوجت أم سليم على إسلام أبي طلحة ، فهذه تزوجت لإعفاف نفسها. هذا شيء، الشيء الثاني مسألة النفقة: باتفاق العلماء أنه يجب على الزوج أن ينفق على زوجته، قالت: أنا أعرف، إلا أنني متنازلة أيضاً عن النفقة،

ولنا من السلف من سلك هذا، قالت امرأة لأحد أولاد أبي طالب أظنه عقيل بن أبي طالب أو من آل العباس: أنفق عليك، ولا تتزوج عليّ، قال: قد فعلت، قالت: وأنا قد فعلت.بقيت الثالثة وهي مسألة القسمة: هذه رضيت بساعة، ويجوز لها أن تسقط كل أيامها كـسودة بنت زمعة فإنها أسقطت أيامها لرسول الله عليه الصلاة والسلام، لا تريد ساعة ولا ساعتين، وقالت: يومي لـعائشة يا رسول الله! إن جاءها بعد ذلك فهو فضْل منه.

 بعد هذا التقنين أو التقعيد الذي فحواه: أنه ليس هناك نهي، يبدأ النظر في مسألة المفاسد والمصالح، يعني إذا كان هذا هو الإطار الكلي للفتيا، فما هي المصلحة المترتبة من وراء هذا الزواج أو المفسدة المترتبة من وراء هذا الزواج. يعني: إذا كانت القواعد الكلية تفيد المشروعية، إذاً: نبدأ في النظر مرة ثانية إلى المفاسد والمصالح،

 فمن المصالح التي قد ترد في هذا الباب قول القائل: أنا أذهب لأندونيسيا، وهناك نساء متبرجات تبرجاً مزرياً، وأبيت في الفندق، وفي الليلة الواحدة تطرق على باب الفندق مائة امرأة بكل أنواع الجمال الذي تريد، فأريد أن أُعِف نفسي، وأنا أبقى مدة للاستيراد أو التصدير فأتزوج امرأة على كتاب الله وعلى سنة رسول الله، هذا لأنني أعطيها صداقاً، وأعف نفسي بها، وهي تفرح بالصداق، حتى إنها تفرح بالمبلغ الذي هو بالنسبة لأهل بلادها طائل، وأبقى على هذه الحال، وقد أُرزق منها بولد، وقد لا أُرزق منها بولد، وقد أطلقها، وقد لا أطلقها، لكن في نيتي أنني سأفارقها ولم أُبرزه، هل أحاسب عليه شرعاً؟ سؤال: شخص تزوج امرأة وفي نيته الفراق، لكن ما قصد بالزواج أنه يدمرها، لكن قصد أن يتعفف، قال: سأتزوج وأعطيها صداقاً ثم يمكن أن أطلقها -لم يقل باللسان بل في ذهنه- وإن كانت جميلة بقيت، وإن كانت العكس أفارقها، هذا الزواج من أصله ينعقد أو لا ينعقد؟

 الإمام الشافعي يرى أن هذا الزواج ينعقد ولا غبار عليه، استدلالاً بقصة ذي الرقعتين التي وردت بإسنادين كلاهما مرسل، كما عند الشافعي في الأم: أن رجلاً قرشياً كانت تحته امرأة من قريش، فكان يؤذيها ويضربها، فطلقها ثلاث تطليقات، فتعسر الأمر وانتهى، فقالوا: نبحث عن محلل يحلل هذه المرأة لزوجها، فبحثوا فما وجدوا أحداً يضمنون أنه يتزوج ويطلق إلا رجلاً كان يلبس ثياباً مرقعة ويقم المسجد -يكنس الجامع- فذهبت إليه امرأة وسيطة، وقالت: هل لك أن تبيت الليلة مع امرأة تأتيها وتجامعها ونعطيك ثوبين جميلين وتطلقها في الصباح؟

 قال: لا حرج، فدخل بها وبات معها، فقالت له في الليل لما أعجبها وأعجبته: إنهم سيطرقون علينا الباب الفجر ويقولون: اخرج وطلِّق، فقل لهم: لن أطلق، واذهب إلى أمير المؤمنين عمر ، فقاموا في الفجر، وضربوا الباب، فقال: ما أنا بخارج، هي زوجتي، قالوا: طلق، قال: ما أنا بمطلق، فارتفع الأمر إلى أمير المؤمنين عمر ، فأمضى الزواج، مع أنه دخل وفي نيته أن يطلق في الصباح، فأمضى الزواج وجلد المرأة التي كانت وسيطة تعزيراً لها، وأمضى الزواج

واستدل بها الشافعي على أن الشخص إذا تزوج وفي نيته أن يطلق أن الزواج صحيح، وقال: ربما نيته تتغير وهو داخل ينوي الطلاق، فقد ينوي الإمساك بعد ذلك، واستدل أيضاً بحديث الرسول عليه الصلاة والسلام: ( إن الله تجاوز عن أمتي ما حدثت به أنفسها ما لم تعمل أو تتكلم ) فحديث النفس لا يؤاخذ به أحد.

فالسؤال المطروح: ما المفسدة المترتبة على زواج المسيار؟ هذا له شروط غير شروط زواج المتعة؛ لأنه لابد في زواج المسيار من الولي، وهو أبوها أو أخوها الذي يزوجها، وهنا تنازلت عن الصداق، وزواج المتعة تأخذ المرأة فيه الصداق. وإذا وجد الأطفال وجب على الأب شرعاً ما يجب عليه تجاه أي طفل، وهذه مسألة سابقة لأوانها، أليس الخليل إبراهيم عليه السلام كان تاركاً لإسماعيل و سارة في مكة، وهو وزوجته في الأرض التي بارك الله فيها للعالمين، وكان يذهب لتفقده بمكة. يعني أنت الآن متزوج واحدة مستقرة هنا، وجاءت أخرى قالت: أنا يتيمة أدركني، تزوجني بأي طريقة، أنقذني من الذي أنا فيه، تزوجتها وجعلتها في شقتها التي هي فيها، وتذهب إليها وقت الفراغ أيحرم؟

 إذاً: هو ليس بزواج متعة؛ لأنه بولي وشهود، وتعتد بعده العدة الشرعية، وإذا رُزق ولداً فهو ولده. وهذه المسألة أول ما قرأتها، كنت مستنكراً لها أشد الاستنكار، ولما تقرأ أقوال الأئمة تجد الجمهور على ذلك؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم قال: ( إن الله تجاوز لأمتي ما حدثت به أنفسها ).

وكم من شخص يدخل بالمرأة، وفي نيته المعاشرة فيطلق في اليوم التالي، وكم من شخص يدخل وفي نيته الفراق ويمسك، ويحبها بعد ذلك، وتلتئم المعيشة. إذاً: هل العقد صحيح؟ وهل الطلاق حرام؟ ليس حراماً، إذاً ما هو الإثم؟ ولماذا يبطل العقد؟ ما حددنا مدة، ولا أتينا بكلمة بها بمسحة من أثر المتعة. وكما أن نية الطلاق موجودة فإن نية الإمساك موجودة، ثم أنت ما لك وللنية التي في الداخل، نحن قلنا: إن الطلاق غير محرم.

 وهناك توهمات أحياناً يتوهمها الشخص، أحياناً توجد مفاهيم استقرت وهي خطأ، واحد الآن زوجته تعيش معه في غاية الانضباط، ما عملت أي شيء خطأ، وزوجة جميلة وحسناء ورحيمة، فجأة قال: أنا لا أريدها، لماذا؟ قال: لا أريدها، أنتِ طالق، هل هو آثم؟ ليس آثماً، لكن هل هو أحسن؟ لا، ما أحسن، وليس هو بتصرف المحسنين، لكن التأثيم يحتاج إلى دليل؛ لأن الله قال: { فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ } [البقرة:231].

ونكرر بأن التحديد بمدة لا يجوز؛ لأن هذا داخل في زواج المتعة، فإن قال: أتزوجك وأطلقك بعد ثلاثة أيام، لا يجوز أبداً.وأنا أذكر مثالاً لكن مع الفارق الدقيق: جاءت امرأة رفاعة القرظي إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فقالت: يا رسول الله! إن رفاعة طلقني فبتَّ طلاقي، وإني تزوجت بعده بـ عبد الرحمن بن الزبير ، وإنه والله! يا رسول الله ما معه إلا مثل هذه الهدبة، وأشارت إلى طرف من ثوبها، تعني أنه كذا وكذا. فقال الرسول صلى الله عليه وسلم: ( لعلك تريدين أن ترجعي إلى رفاعة ؟ لا، حتى تذوقي عسيلته، ويذوق عسيلتك )، فالمرأة تطلقت ثلاثاً من رفاعة ، ودخلت على هذا الزوج الجديد عبد الرحمن بن الزبير وفي نيتها أن تفتعل أي مشكلة حتى تطلق وترجع إلى زوجها الأصلي، والرسول كان يبتسم وهي تحكي له، و سعيد بن خالد جالس فنهر وزجر هذه المرأة التي تجهر عند رسول الله بهذا، ولم يعجبه هذا الكلام، لكن الرسول عليه الصلاة والسلام كان يبتسم، هل قال لها الرسول صلى الله عليه وسلم: أنت آثمة؟

 المرأة ليس بيدها من أمر النكاح شيء، لكن ممكن تفتعل مشكلة وتجعل عيشتك سوداء حتى تطلقها، لكن تحريم الزواج بناءً على نيتها المسبقة ليس فيه دليل على أنها آثمة، ولا أثمها الرسول عليه الصلاة والسلام، ولا وصفها بأنها محلِّلة، وهي ليس لها من أمر عقد النكاح أي شيء، لكن إذا الزوج تزوجها بنية التحليل هو الذي يأثم، والمحلَّل ملعون، كما في حديث: ( لعن الله المحلِّل والمحلَّل له ) والملعون هو: المطرود من رحمة الله، والله أعلم. .”

  فإن نكاح المسيار عقد نكاح كسائر عقود النكاح، لا فرق بينه وبينها في حقيقة العقد، ولا في أركانه وشروطه، وإنما يفترقان في بعض متعلقات العقد، وذلك بتنازل أحد طرفي العقد عن بعض حقوقه المشروعة، ووجه ذلك أن المرأة في نكاح المسيار تتنازل عن بعض حقوقها على زوجها؛ فهي تتنازل عن حقها في النفقة والمبيت بحيث لا يلتزم الزوج بالنفقة عليها ولا المبيت عندها، والإنسان كما يجوز له المطالبة بحقوقه الخاصة به، فإنه يجوز له أن يتنازل عنها أو عن بعضها، وبما أن نكاح المسيار لا يختلف عن غيره من عقود النكاح في الماهية، وإنما يختلف عنها في إسقاط بعض الحقوق؛ فإن كتب الفقه التي تناولت عقد النكاح عموماً تعد من المراجع والكتب التي تتحدث عن نكاح المسيار، وذلك عندما يتعرض مؤلفوها لحقوق الزوج على زوجته وحقوق الزوجة على زوجها، وما يجوز إسقاطه من هذه الحقوق وما لا يجوز ونحو ذلك، ومن الكتب المؤلفة فيما يتعلق بنكاح المسيار بخصوصه كتاب: (زواج المسيار دارسة فقهية واجتماعية نقدية) لعبد الملك بن يوسف المطلق. والله الموفق، وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه. سلسلة التفسير لمصطفى العدوي – (ج 43 / ص 22) شامله

وفي شرح سنن أبي داود: السؤال: ما معنى زواج المسيار؟

 الجواب: زواج المسيار هو أن الإنسان قد يكون عنده زوجة ويريد أن يتزوج امرأة أخرى سراً ولا يقسم لها في المبيت، بل يزورها زيارة في النهار ويخفي ذلك عن زوجته حتى لا تدري بأنه متزوج بأخرى، فيبيت عند زوجته كل ليلة ويتفق مع هذه أن يتزوجها على أن يأتي إليها في النهار ساعة أو ساعتين، والزواج -كما هو معلوم- مطلوب فيه أن يعلن وأن يشهر وألا يخفى. شرح سنن أبي داود – عبدالمحسن العباد (ج 1/ ص 2) شامله

وفي فتاوى الشبكة الإسلامية معدلة: ما هي مشروعية زواج المسيار حيث إني مطلقة ، وعندي طفلة ، وأريد أن أتزوج زواج مسيار وأنا لا أريد أن أغضب الله ولكن بدون معرفة الأهل فهذا الشخص لن يوافقوا عليه وكذلك ظروفي لا تسمح بترك أمي، و لا أريد الإعلان عن هذا الزواج حيث إني أخاف على حضانة ابنتي ، أرجو الإفادة ؟؟

 الفتوى الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه، أما بعد: فزواج المسيار جائز وسبق حكمه في الفتوى رقم: 3329 ، ويشترط فيه شروط النكاح من الولي وغيره من الشروط ، فإذا اختل فيه شرط كعدم الولي لم يصح . وإذا كان الرجل المتقدم كفؤا لك ، فليس لوليك رفض تزويجك به ، وإذا رفض فإنه يكون عاضلا ، ويحق لك رفع أمرك إلى القاضي ، لينقل الولاية إلى غيره ، أو يقوم بتزويجك ، وسبق بيانه في الفتوى رقم: 72851 .

ولا يؤثر عدم الإعلان عن الزواج في صحته ، فالزواج صحيح وإن لم يعلن عنه ، ولكن يستحب إشهاره .وبزواج الأم يسقط حقها في حضانتها لابنتها، وتنتقل إلى من يليها من الحاضنين ، إلا أن يتازل عنها الحاضن .ولا يجوز لها منع الحاضن من حقه بإخفاء النكاح أو بأي وسيلة أخرى، ولكن بإمكانك إذا تزوجت أن تطلبي ممن له الحضانة بعدك أن تبقى البنت عندك، والغالب أنه يوافق إذا لم تكن بينكم مشاكل سابقة.والله أعلم. فتاوى الشبكة الإسلامية معدلة-56ألف فتوى – (ج 10 / ص 3800) شامله

وفي فتاوى الشبكة الإسلامية معدلة : السؤال: نرجو التكرم بمعرفة حكم الدين في زواج المسيار وكيف يكون سكن الأسرة في مثل هذه الحالة؟ وحال وجود أبناء؟

 الفتوى الحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه أما بعد:فالنكاح الشرعي الصحيح هو الذي توفرت فيه الشروط المعتبرة شرعاً، وهذه الشروط هي: أولاً: تعيين الزوجين. ثانياً: رضا الزوجين. ثالثاً: الولي، فلا يجوز نكاح امرأة إلا بولي، لقول النبي صلى الله عليه وسلم: “لا نكاح إلا بولي”. أخرجه أحمد وأبو داود وغيرهم … . رابعاً: الإشهاد على عقد النكاح، فلا يصح إلا بشاهدين. خامساً: خلو الزوجين من الموانع بأن لا يكون بهما أو بأحدهما ما يمنع التزويج من نسب أو سبب كرضاع واختلاف دين بأن يكون الزوج كافراً والمرأة مسلمة، أو الزوج مسلماً والمرأة غير مسلمة ولا كتابية.فإذا وجد النكاح بهذه الشروط فهو صحيح،

وما يسمى اليوم بنكاح المسيار إن تمت فيه الشروط السابقة صح، ويبقى للزوجة الحق في أن تسقط نفقتها أو سكناها، أو شرط العدل بينها وبين ضرتها إن كانت هناك ضرة، ولا يعكر إسقاطها لحقها على صحة عقد النكاح.وأما سكن الأسرة، فإن كانت قد أسقطت نفقتها من زوجها وسكناها، فتتحمل هي نفقتها وسكناها، وإن أسقطت النفقة فقط وجب على الزوج أن يوفر لها سكناها.أما إذا وجد الأبناء، فيجب على الزوج أن ينفق عليهم، وأن يوفر لهم سكنهم، وكل ما يحتاجون إليه، لأنهم أبناؤه، وليس على الزوجة شيء من ذلك، لقول النبي صلى الله عليه وسلم: “كفى بالمرء إثماً أن يضيع من يقوت”. رواه أبو داود بسند صحيح.وتراجع الفتوى رقم: 3329 .والله أعلم.  فتاوى الشبكة الإسلامية معدلة-56ألف فتوى – (ج 4 / ص 7811) شامله

وفي فتاوى واستشارات الإسلام اليوم: ويمكن أن يستدل لصحة عقد الزواج مع إسقاط حق المبيت أو النفقة أو السكنى، بما جاء في الصحيح أن سودة بنت زمعة زوج النبي صلى الله عليه وسلم، لما كبرت خافت أنْ يطلقها الرسول -صلى الله عليه وسلم- فوهبت ليلتها لعائشة على أن تبقى في عصمته -صلى الله عليه وسلم-…، صحيح البخاري (5212)، وصحيح مسلم (1463)، وأبو داود (2135). ولم يجعل النبي -صلى الله عليه وسلم- إسقاطها لحقها في المبيت سبباً لإبطال عقد نكاحه بها.فتاوى واستشارات الإسلام اليوم – (ج 11 / ص 103) شامله

فتاوى واستشارات الإسلام اليوم: السؤال السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.أريد تزويدي ببعض المراجع التي تتكلم عن نكاح المسيار.الجواب وعليكم السلام ورحمة الله وبركاته.الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على أشرف الأنبياء والمرسلين، نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين، أما بعد:

 فإن نكاح المسيار عقد نكاح كسائر عقود النكاح، لا فرق بينه وبينها في حقيقة العقد، ولا في أركانه وشروطه، وإنما يفترقان في بعض متعلقات العقد، وذلك بتنازل أحد طرفي العقد عن بعض حقوقه المشروعة، ووجه ذلك أن المرأة في نكاح المسيار تتنازل عن بعض حقوقها على زوجها؛ فهي تتنازل عن حقها في النفقة والمبيت بحيث لا يلتزم الزوج بالنفقة عليها ولا المبيت عندها، والإنسان كما يجوز له المطالبة بحقوقه الخاصة به، فإنه يجوز له أن يتنازل عنها أو عن بعضها، وبما أن نكاح المسيار لا يختلف عن غيره من عقود النكاح في الماهية، وإنما يختلف عنها في إسقاط بعض الحقوق؛ فإن كتب الفقه التي تناولت عقد النكاح عموماً تعد من المراجع والكتب التي تتحدث عن نكاح المسيار، وذلك عندما يتعرض مؤلفوها لحقوق الزوج على زوجته وحقوق الزوجة على زوجها، وما يجوز إسقاطه من هذه الحقوق وما لا يجوز ونحو ذلك، ومن الكتب المؤلفة فيما يتعلق بنكاح المسيار بخصوصه كتاب: (زواج المسيار دارسة فقهية واجتماعية نقدية) لعبد الملك بن يوسف المطلق. والله الموفق، وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه. فتاوى واستشارات الإسلام اليوم – (ج 11 / ص 97) شامله

والله اعلم وعلمه اتم

دارالإفتاي حوزه علميه عين العلوم گشت

۷۴ نظر

  1. السلام علیکم

    تو عین العلومم بهار وجودم تو عین العلومم صفای درونم

    باعث افتخارم هست که با سایت حوزه آشنا شدم

    و افنخار می کنم که 12 سال از عمرم را در حوزه گذراندم .

    خداوند همه ی اساتذهای حوزه را خصوصا نور چشمانم پدر عزیزم شیخ الحدیث را حفظ بفرماید .

    بخدا از فراق حوزه و اساتذها و شیخ الحدیث ارامش ندارم

    التماس دعا .

    • ابواحمد توسلی

      بسم الله الرحمن الرحیم
      مطلب تحقیقی خوبی بود لیکن اشکال فاحشی در بخشی از متن وجود داشت:
      [در نکاح متعه و موقت جایز است زنی را که دارای شوهر است متعه نمود. من لا یحضره الفقیه ۲/۱۴۹ التهذیب ۲/۱۸۷ وسائل الشیعة ۱۴/۴۵۷ (عن ابی عبدالله علیه السلام قال: قلت انی تزوجت امراة متعة فوقع فی نفسی ان لها زوجا فتفتشت عن ذلک فوجدت لها زوجا، قال: ولِمَ فتشت ؟)]
      جهت اطلاع عرض می کنم که هیچیک از فقهای شیعه از صدر اسلام تا کنون چنین فتوای مضحکی نداشته اند! روایتی که شما بر اساس آن نتیجه گیری کرده اید در مورد صورتی است که زن خود را فاقد شوهر معرفی کرده باشد لیکن مرد احتمال میدهد شاید این زن شوهر دار باشد،آیا در این صورت فحص و جستجو از حقیقت امر واجب است؟ امام صادق می فرمایند:فحص لازم نیست.
      در مورد نکاح دائم هم فریقین بر این حکم متفقند که ادّعای زن بر شوهر نداشتن پذیرفته است و نیازمند فحص نیست و اگر بعدا معلوم شود که شوهر داشته عقد نکاح خود به خود منفسخ است و این از طرف زن حکم زنا را داشته و باید مورد حدّ واقع شود.
      اگر هم کودکی از این ازدواج بوجود آید ولد شبهه است.
      لطفا در نقل اقوال سایر فرق دقت بفرمایید تا موجبات برداشت ها و قضاوتهای نادرست نسبت به شیعه اثنی عشری و فقه امامیه را موجب نشوید.
      با تشکر
      والحمدلله اولا و آخرا

  2. سلام. بنده شیعه امامی هستم و طبعا مبانی متفاوت در هر مذهبی سبب می شود که فتاوا متفاوت باشند. از شما تشکر می کنم که مطالبتان را با دلایل و استدلال مذهب خودتان بیان می کنید و بسیار قابل استفاده است .مذاهب اسلامی نباید در فکر کوبیدن هم باشند و باید به دنبال استفاده از هم باشند. علی ای حال متشکرم.

  3. مطالب بسيار ارزشمندي بود كه براي شفاف شدن افكار عمومي مي تواند مفيد باشد. اگر حوزه بتواند تمام موارد مذهبي را كه در برخي سايتها به نادرست به آگاهي مردم ميرسانند پاسخ دهد (البته با دلايل و مدارك و استناد به كتب و احاديث) افراد زيادي را از گمراهي و بد بيني نجات خواهند داد.

  4. لطفا بنويسيد خليج فارس نه خليج شماها هموطن و از پوست و گوشت من هستيد از شما برادران اهل سنت انتظار ميرود كه به ايرانيت خود توجه فرماييد.با تشكر

    • با سلام به شما دوست عزيز!
      نوشتن اسم خليج فارس تنها به نام خليج، اصطلاح متداولي است که در اين مناطق (جنوب ايران) به کار مى‌رود، نه اين که ناشي از جنگ و درگيرى‌اى که بر سر نام اين منطقه‌ي جغرافيايي است، باشد. چنان که افرادي که در مناطق ساحلي زندگي مى‌کنند، تنها لفظ دريا را به کار مى‌برند، بدون بردن اسم آن.
      با تشکر از يادآوري شما، کلمه‌ي فارس به واژه‌ي خليج افزوده شد.

  5. آبا در زمان رسول الله ( صلی الله علیه وآله وسلم ) نکاح مسیار بوده است اصلا لفظ میسار در روایات وجود دارد؟؟؟

    • با سلام! هم‌چنان که در مقاله آمده، نکاح مسيار (البته نه به اين نام) در زمان پيامبر بوده است اما لفظ مسيار در احاديث نيامده بلکه لفظي که در دورها‌ي اخير رواج يافته است. نکاح مسيار همان نکاح دائمي است، فقط زن با اختيار خودش از برخي حقوق خويش صرف‌نظر مي‌کند.

  6. با سلام

    / مطالبی که شما در این نوشتار به عنوان متعه یا ازدواج موقت آورده اید در برخی موارد با نظر فقهای شیعه منافات دارد و به بی طرفه بودن مقاله خلل جدی وارد می کند. مثلاً هیچ یک از فقهای شیعه ازدواج موقت زن همسر دار را جایز نمی دانند و به روایاتی که شما ذکر کرده اید به دلایلی که بحث روایی می طلبد اعتنا نمی کنند. (شما می بایست به برداشت فقهای شیعه از روایات استناد کنید نه برداشت خودتان از روایات) ضمن آن که ازدواج موقت در تشیع فقط در شرایط خاصی که امکان ازدواج دائم نبوده یا همسر شرعی انسان در دسترس نیست به عنوان راهکاری برای جلوگیری از زنا توصیه شده است. و نهایتا این نکته حائز اهمیت است که اگر بدون تعصب به همین مقاله نگاه کنیم بینی و بین الله معترف شده اید که بین نکاح مسیار و نکاح متعه هیچ تفاوت ماهوی وجود ندارد، تنها تفاوت در لفظ است. همان گونه که در مورد نکاح مسیار فرمودید، نکاح متعه هم نوعی نکاح است که تمام مختصات نکاح دائم را دارا است، اما به زوجه اجازه داده است که از برخی حقوق خود، مانند نفقه، حق قسم و … بگذرد. دقیقا همان طور که در نکاح مسیار شرط طلاق پس از مدتی معین قید می شود، در ازدواج متعه نیز تفاهم می شود که پس از مدت معینی از هم جدا شوند.
    تنها تفاوت نکاح متعه و مسیار در این است که جواز نکاح مسیار به دلیل شرایط روز جوامع و صدها سال پس از ظهور اسلام توسط برخی فقهای اهل تسنن صادر شده است، اما جواز نکاح متعه توسط شخص پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم صادر شده و در قرآن کریم هم به آن تصریح شده است و هیچ نسخی بر آن وارد نشده مگر قول خلیفه ی دوم اهل تسنن.
    با تشکر

    • با سلام !
      آن‌چه در اين نوشتار آمده است، از منابع حديثي اهل تشيع گرفته شده كه از بنا به اعتقاد خودشان از زبان معصوم جاري گشته است. شايد برخي مطالب در مواردي با نظر بعضي از فقهاي شيعه منافات داشته باشد، اما همه‌ي فقهاي شيعه هم‌نظر نيستند. متأسفانه شما با دقت كامل اين نوشتار را نخوانده بودي؛ ما هرگز معترف نشده‌ايم كه بين نكاح مسيار و متعه تفاوتي وجود ندارد بلكه در آن‌جا ياد آوري كرده بوديم كه ميان ازدواج موقت و مسيار فرق‌هايي وجود دارد. اين‌كه گفته بودي ازدواج موقت در تشيع فقط در شرايط خاصي است، با ديگر منابع حديثي شيعه سازگار نيست؛ پس آن همه رواياتي كه در فضيلت ازدواج موقت وارد شده، ساختگي‌اند؟ و اگر شرايط خاصي مي‌خواست، فقط اكتفا به يكي درست مي‌بود، در حالي كه يك مرد مي‌تواند چندين (بيش از چهار) همسر صيغه‌اي داشته باشد. ضمناً همان‌طور كه خودت نوشته‌اي نكاح مسيار را تمام علماي اهل سنت جايز نمي‌دانند، بلكه يك ديدگاه خاصي كه برخي از علما فقط به خاطر اين‌كه زنان بي‌سرپرست و بيوه را از بي‌كسي برهانند، اجازه‌ي چنين ازدواجي را داده‌اند وگرنه بعد از ازدودج، زن مي‌تواند تمام حقوق خود را مطالبه نمايد و مرد موظف به پرداخت حقوق زن است. با وجود اين‌كه برخي از علما نكاح مسيار را مباح دانسته‌اند، باز هم آن را توصيه نمي‌كنند.
      و اين‌كه گفته بودي جواز نكاح متعه توسط شخص پيامبر گرامي اسلام صلی الله عليه وسلم صادر شده، درست است، ولي خود پيامبر صلی الله عليه وسلم هم آن را نسخ كرده‌اند و هيچ گاه قول خليفه‌ي دوم ناسخ قول پيامبر صلی الله عليه وسلم نمي‌شود و او چنين جرأتي را هم ندارد كه حلال پيامبر را حرام كند. ضمناً در قرآن هيچ گونه تصريحي بر جواز ازدواج موقت وارد نشده است.

  7. سلام علیکم

    بحث شما را خواندم و مطالب جالبی بود اما از آنجا که بحث، علمی است نباید در آن مغالطه یا ارجاع کاذب و تخریب باشد چرا که باعث می شود شیعیان فکر کنند ما اهل سنت دلایل واضحی نداریم. به بحث شما این اشکالات وارد است 1-برخی از فقهای اهل سنت مثل مرحوم عبدالله بن باز تصریح به جواز متعه در سفر دارند که شما به آنها اشاره ای نکرده اید.

    2- در کتابهای متعدد و معتبر این روایت از حضرت عمر که دلالت بر رواج متعه در زمان رسول الله با استناد به آیه فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً (النساء / 31) و ممنوع شدن آن به دستور حضرت عمر دارد ذکر شده است که بحث چرایی آن و جواز رفع حکم توسط خلیفه،توسط شما مورد بررسی واقع نشده است.

    « متعتان کانتا علی عهد رسول الله فإنی أنهی عنهما و أعاقب علیهما متعه الحج و متعها النساء » «دو متعه در زمان رسول الله بود که من از آنها نهی میکنم و در مورد آنها بازخواست میکنم: متعه حج و متعه کردن زنان .» 3- ایراد سوم این است که بنده هرچه گشتم تنها تفاوت متعه با نکاح دائم نزد شیعیان عدم الزام مرد به پرداخت نفقه (اگر ضمن عقد شرط نشود)، تعیین مدت( که عملاً کارکرد طلاق را دارد) و عدم ارث بردن زوجین از یکدیگر است و موارد دیگر همچون وجوب رعایت عده، الحاق فرزند به زوجین و ارث بردن از آنها و حق نفقه گرفتن از پدر، لزوم همسر نداشتن زن و … مورد اتفاق علمای شیعیان است و نظر خلافی نیافتم و مدرکی بر ادعای شما نیافتم. روایاتی نیز که در باب ازدواج زنان متأهل فرمودید ناظر بر پنهان کاری زن در ازدواج دوم است که مسئولیتی برای شوهر دوم که بی اطلاع بوده و تجسس هم نکرده نداشته و اختصاصی به متعه هم ندارد و در ازدواج دائم نیز ممکن است و منطقی هم به نظر می رسد. ضمن اینکه فتوایی از فقهای متقدم و متأخر شیعه که دال بر جواز اینکار باشد نبود و بر عکس آن را گفته بودند. 4- این روایت را مرحوم بخاری(رض) در صحیحش ذکر کرده(باب فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ)، البته در برخی از چاپها نبود ولی در شرحها موجود بود: «حدثنا مسدد حدثنا يحيى عن عمران أبى بكر حدثنا أبو رجاء عن عمران بن حصين رضى الله تعالى عنه قال نزلت آية المتعة في كتاب الله ففعلناها مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ولم ينزل قرآن يحرمه ولم ينه عنها حتى مات قال رجل برأيه ما شاء»

    صحيح البخاري – البخاري – ج 5 – ص 158 «

    آيۀ متعه در زمان رسول خدا نازل شد و ما در زمان رسول خدا به آن عمل مي‌كرديم و آيۀ هم بر حرمت‌ آن نازل نگرديد و رسول خدا هم تا دم مرگ ما را از آن منع نكرد ، مردي با رأي و ميل خودش هر چه كه دلش خواست گفت» .

    همچنين مسلم (رض) در صحيحش نقل مي‌كند كه :

    «قال عطاء قدم جابر بن عبد الله معتمرا فجئناه في منزله فسأله القوم عن أشياء ثم ذكروا المتعة فقال نعم استمتعنا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبى بكر وعمر .» «عطاء گويد : جابر بن عبد الله انصاري براي عمره به مكه آمد . به منزل او رفتم ، مردمان از او مسأله مي‌پرسيدند تا صحبت رسيد به متعه . جابر بن عبد الله گفت : بلي ما در زمان رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و هم در زمان ابوبكر و عمر متعه مي‌كرديم .

    »و باز در جايي ديگر نقل مي‌كند :

    «عن أبي نضرة قال كنت عند جابر بن عبد الله فاتاه آت فقال إن ابن عباس وابن الزبير اختلفا في المتعتين فقال جابر فعلناهما مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم نهانا عنهما عمر فلم نعد لهما» .«

    من در نزد جابر بن عبد الله بودم ، گفتند عبد الله بن عباس و عبد الله بن زبير در موضوع دو متعه [متعۀ نساء و متعۀ حج ] اختلاف نظر دارند . جابر بن عبد الله گفت : ما در زمان رسول خدا هر دو را به جا مي‌آورديم ؛ پس عمر آن دو را نهي كرد و ما هم ديگر پس از آن بجا نياورديم .
    » لطفا در مورد تأویل این روایات برای حقیر توضیحاتی ارائه بفرمائید. 5-از دیگر سؤالاتی که بنده چون در تهران زندگی می کنم در پاسخگویی به شیعیان نسبت به آن دچار مشکلم رفتار برخی از حکام اهل سنت متشرع است که تعداد زنانشان زیاد بوده و چون نمی توان بیشتر از چهار زن دائم داشت و از طرفی شرایط مسیار نیز در مورد زوجات آنها وجود نداشته پس چگونه در آن واحد زنهای زیادی داشته اند مثل ملک عبدالعزیز سعودی 6- لطفا مواردی که از فقها و کتب شیعیان ذکر می کنید آدرس دقیق بدهید و قسمتی از متن را بیاورید
    از زحمات شما تشکر می کنم و از آنجا که به پاسخ این پرسش ها نیازمندم لطفا دریغ نفرمائید اگر شد به ایمیلم هم بفرستید خداوند اجرتان ذهد

    • سلام دوست عزيز!
      در اين نوشتار ازدواج موقت و فرق آن با مسيار، مغالطه و ارجاع كاذب و تخريب ديده نمي‌شود فقط آن‌چه در كتب حديثي اهل تشيع آمده، نقل گرديده است.
      1. اين‌كه گفته بودي، مرحوم عبدالعزيز بن باز به جواز متعه در سفر اجازه داده است، اين را ما جايي نديده‌ايم، اگر مدرك مستندي داري، ارائه بده، و ثانياً اگر او اجازه هم بدهد، چون يك نفر است و قولش با اقوال سلف تضاد دارد، فتواي او ارزشي نخواهد داشت. همان طور كه در بسياري از مواقع فتاواي او با فتاواي ديگر علماي اهل سنت و به خصوص علماي فقه حنفي هم‌خواني ندارد و اين رأي شخصي او مي‌تواند باشد.
      2. درست است كه در زمان خود رسول الله صلی الله عليه وسلم متعه بوده است اما خود پيامبر آن را نسخ فرموده‌اند در خود كتاب صحيح بخاري به روايت حضرت علي آمده است كه پيامبر در روز خيبر گوشت الاغ و متعه‌ي زنان را منع فرمودند.
      3. اگر در اين باره بيشتر تحقيق كني، خواهي يافت كه فرق ازدواج موقت و دائم بيش از اين است. در متعه حقيقتاً نفقه بر مرد واجب نيست و تعيين مدت كاركرد طلاق را ندارد؛ بلكه طلاق زماني براي ازدواج دائم جواز دارد كه زن و شوهر از هر حيث به بن بست برسند و زندگي‌شان به جهنم تبديل شود و هرگونه راه صلح و سازش بسته باشد و باز هم از طلاق به عنوان بدترين حلال! ياد شده است، در حالي كه در ازدواج موقت اين‌طور نيست بلكه هر وقت زن و شوهر از يك‌ديگر سير شدند و لو اين‌كه هنوز هم همديگر را دوست داشته باشند، از يكديگر جدا مي‌شوند و مخصوصاً هيچ كس زن پير را به عنوان ازدواج موقت با خود نگه نمي‌دارد در حالي كه در ازدواج دائم چنين نيست. و ديگر اين‌كه زن و شوهر به نص قرآن بايد از همديگر ارث ببرند و اين‌كه در ازدواج موقت چنين نيست، خود نوعي مخالفت با نص قرآن است. و درباره‌ي رواياتي كه در باب زنان متأهل است، بايد مرد تحقيق كند كه آيا زن، شوهر دارد يا ندارد همان طوري كه در ازدواج دائم نيز بايد تحقيق كند تا زن شوهردار نباشد تا در حرمت آيه‌ي والمحصنات من النساء داخل نشود.
      4. حديثي كه از صحيح بخاري نقل كرده بودي، در چاپهاي نزد ما موجود بود ولي اگر دقت كني، در باب فمن تمتع بالعمرة إلی الحج آورده شده و منظور از آن جمع كردن بين حج و عمره است كه حضرت عمر رضي الله عنه مصلحتاً آن را نهي فرمودند و اين نهي تا زمان حضرت عثمان ادامه داشت و حضرت علي در زمانه‌ي خلافت خويش اين قانون حضرت عمر را لغو كردند و به مردم اجازه‌ي حج و عمره را با هم دادند. و اين هيچ ربطي به ازدواج متعه ندارد، اگر ازدواج متعه را هم حضرت عمر مصلحتاً نهي مي‌كرد، حضرت علي دوباره آن را برقرار مي‌داشت، ولي نه تنها حضرت علي آن را لغو نكرد بلكه نهي از ازدواج متعه از خود حضرت علي هم ثابت است. و حديث مسلم هم درباره‌ي متعه حج و عمره است. و حديث ديگري كه درباره‌ي اختلاف ابن عباس و ابن الزبير در صحيح مسلم بود، منظورش اين است كه هر دو در زمان رسول الله بودند، ولي نسخ ازدواج متعه براي همگان ثابت نشده بود و به همين خاطر نزد برخي از صحابه هنوز جايز بود ولي با وجود اين به آن عمل نمي‌كردند، و حتي ابن عباس نيز به آن قايل بود تا اين‌كه حضرت علي او را تفهيم كرد و حرمتش را به وي ابلاغ كرد، و حضرت عمر فقط نسخ متعه‌ي زنان را در زمان خلافت خويش براي همگان اعلام كرد نه اين‌كه خودش از جانب خود، اعلام نسخ بفرمايد چون قول او هرگز نمي‌تواند نسخي براي قول پيامبر صلی الله عليه وسلم باشد. و نيز در تاريخ ثابت نشده است كه كسي بر قول حضرت عمر در زمان خلافت او انكار كند در حالي كه در جاهاي ديگري كه راه خطا مي‌رفت، فوراً صحابه و مخصوصاً حضرت علي اشتباهات او را متذكر مي‌شدند كه عمر مي‌فرمود: لولا علي لهلك عمر. و حتی باري يك زن از او اشكال گرفت و حضرت عمر به حرف او گوش فرا داد و فرمود: كل الناس أعلم من عمر؛ و اين تواضع زياد حضرت عمر رضي الله تعالی عنه را مي‌رساند.
      5. ما درباره‌ي رفتار حكام سني اطلاعي نداريم؛ خداوند در قرآن مجيد مي‌فرمايد كه تا چهار زن جايز است كه انسان ازدواج كند و بيش از چهار زن در يك زمان جايز نيست؛ و حكامي كه مي‌گويي شايد يكي را طلاق داده و ديگري را به ازدواج خود در آورده‌اند و إلا براي هيچ كس جايز نيست كه بيش از چهار زن در آن واحد، در نكاح خود داشته باشد.
      6. إن شاء الله سعي خواهيم كرد تا تحقيقات و مستنداتمان محكم‌تر باشد گرچه دوست نداريم در موارد اختلافي، زياد قلم فرسايي كنيم.

  8. آفرین به کلام زیبا و با ادبتان

  9. آفرین به کلام زیبایتان . امیدوارم همه جوابهایتان براساس سنت و کلام خداوند باشد

    پیروز وموفق باشید

  10. با سلام من سایت شما را دیدم بهتر نیست که به این توجه کنید که در نوشته هایتان این عبارت را کامل بنویسید: رسول الله صلی علیه و آله و سلم

    • اولا:دلیل(صل الله علیه وسلم)گفتن اهل سنت این آیه قرآن است:(ان الله وملاءکته یصلون علی النبی یاایها الذین آمنوا صلوا علیه وسلموا تسلیما)،مادر این آیه لفظ (آل)راندیدیم.

      • در آیات قران مسلمین را امر کرده اند به صلوات فرستادن به رسول الله. امروز بررسی می کنیم که این صلوات به رسول الله باید چگونه باشد. امیدوارم مطالعه این مطلب را از دست ندهیدبرای بررسی این مطلب فقط به بیان برخی از روایات اهل سنت اشاره میکنم:
        صحیح البخاری – البخاری – ج ۴ – ص ۱۱۸ – ۱۱۹- دار الفکر
        فقلنا یا رسول الله کیف الصلاة علیکم أهل البیت فان الله قد علمنا کیف نسلم قال قولوا اللهم صلى على محمد وعلى آل محمد کما صلیت على إبراهیم وعلى آل إبراهیم انک حمید مجید اللهم بارک على محمد وعلى آل محمد کما بارکت على إبراهیم وآل إبراهیم
        ترجمه: زمانی که این آیه نازل شد: ((إِنَّ اللّهَ وَملائِکتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَبِیّ یا أَیُّها الّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلیهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیما)) از پیامبر(ص) پرسیدیم، بر شما اهل بیت(ص) چگونه درود بفرستیم، در حالی که از کیفیت دادن سلام آگاهیم. پیامبر اسلام(ص): بگویید: )اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَعَلى آلِ‌مُحَمَّد، کَما صَلَّیْتَ عَلى إِبْراهیمَ وَعَلى آلِ إِبْراهیمَ إِنَّکَ حَمیدٌ مَجِیدٌ، اللّهُمَّ بارِکْ عَلى مُحَمَّد وَعَلى آلِ مُحَمَّد کَما بارَکْتَ عَلى إِبْراهیمَ وَآلِ‌إِبْراهیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ(
        سایر اسناد:
        صحیح البخاری – البخاری – ج ۶ – ص ۲۷- دار الفکر
        صحیح البخاری – البخاری – ج ۷ – ص ۱۵۷- دار الفکر
        سنن ابن ماجة – محمد بن یزید القزوینی – ج ۱ – ص ۲۹۳- دار الفکر
        سنن أبی داود – ابن الأشعث السجستانی – ج ۱ – ص ۲۲۱- دار الفکر
        سنن الترمذی – الترمذی – ج ۱ – ص ۳۰۱ – ۳۰۲- دار الفکر
        سنن الترمذی – الترمذی – ج ۵ – ص ۳۸- دار الفکر
        سنن النسائی – النسائی – ج ۳ – ص ۴۸- دار الفکر
        حالا شما مخاطب عزیز و گرامی بگویید. کدام درست هست. نظر شیعه یا نظر سنی؟
        دیدم که در منابع بزرگ اهل سنت ((صحاح سته)) و بالخصوص ((صحیح بخاری)) روایت موجود است که وآله در صلوات موجود هست. حالا باید پرسید چرا در بین اهل سنت وجود ندارد.
        حال در اینجا یه چیزی به ذهنم خطور کرد. اجازه هست مطرح کنم؟
        آیا حذف (وآله) در اذان شما از سر جهل یا علم؟

  11. با سلام خداوند تمام تلاشهایتان را در راستای تبیین حقایق قبول فرماید و به شما و تمام حوزه های اهل سنت در سر اسر گیتی رونق و ترقی عنایت فرماید.آمین. از مطالبتان استفاده بردم.

  12. مطلب جالبی درباره ازدواج موقت با حدود 200 نظر بسیار جالب و خواندنی جوانان مسلمان ایرانی را می توانید در سایت زیر مشاهده نمایید:

    http://www.khabaronline.ir/detail/217325/

  13. با عرض سلام وادب

    خسته نباشید و خداقوت میگم خدمت شما عزیزانی که با ارائه مطالب مستند و دلایل کافی باعث شفاف سازی و رفع شبهات می شوید .واز این جهت که به مذاهب دیگر توهین نمی کنید حائز احترامید .

  14. چرا.. مي نويسيد كه(در نکاح متعه و موقت جایز است زنی را که دارای شوهر است متعه نمود) در تمامي فتاوا و دستورات قراني و احاديث مستند شيعي آمده است كه زني كه داراي شوهر است نمي تواند به عقد موقت يا دايم ديگري در آيد و ارتباط با غير شوهر حرام است.

  15. طلبه حوزه قم

    بسم الله الرحمن الرحیم
    از برادران اهل سنت و علما اعلام تقاضا دارم نسبت به انتساباتیکه منی دهند بیشتر دقت کنند
    لازمه کار علمی جستجو وتفحص است
    این چه نسبتی است که به فقه شیعه می دهید که ازدواج موقت حتی با زن شوهر دار صحیح است.
    این از ضروریات مذهب شیعه است که ازدواج زن شوهر دار چه موقت یا دائم ممنوع است.
    بسیار تعجب کردم. اگر این نسبت سهوا بوده از یک دانشمند علوم دینی این سهو به این بزرگی پذیرفته نیست . این کار را نکنید تا اختلاف پیدا نشود . انسان از این رفتار شما احساس می کند قصد و غرضی در میان است. خدا ما را ببخشد.

    • ببخشید شما که کارعلمی می کنید می تونم بپرسم این ازدواج رو ازکدوم آیات واحادیث(نه احادیث ساختگی) اثبات می کنید.

  16. طلبه حوزه قم

    حضرت آقا آن روایاتی که در مورد ازذدواج با زن شوهر دار نوشتید را مقداری عالمانه دقت کنید .این مسئله که اماتم معصوم می فرمایند مربوط است به شک در شوهر دار بودن زن که امام می فرمایند قول زن در این باره حجت است و اگر او می گوید شوهر ندارم باید از او پذیرفت .
    این چه اشتباه بزرگی است که می کنید خدا از سر تقصراتتان بگذرد

    • هیچ یک از فقهای شیعه به این مطلب فتوا نداده اند.
      آیا پاسخ دهنده ی محترم که نماینده ای از علمای اهل جماعت است به کتب فقهی شیعیان دسترسی نداشته است یا عامدانه فقط متن حدیث را آورده است و برداشت فقهی را به ذهن مخاطب سپرده است تا با جدل بحث را پیش ببرد؟

  17. باسلام مطالب خوب بودن.امابایدمتذکد شوم که بیشترمراجع وفقهای شیعی متعه راحداقل دراین روزگارردمیکنندمانندعلامه علی الامین وحسن فضل الله وهمچنین فقهای اهل سنت نیز زواج مسایر را رد میکنند

    • سلام دوستان،آقا علی چرا بیخود میگین شما،من تا حالا هیچ یک از علمای شیعه رو ندیدم به ازدواج موقت بگه بالا چشت ابروإ/حلال محمد حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام الی یوم القیامه/حلال محد حلال است تا روز فیامت و حرام محمد حرام است تا روز قیامت(پیامبر اکرم)این حدیث رو شیعه و سنی نقل کرده،از اون طرف شیعه و سنی نقل کرده اند که در زمان پیامبر و حتی در زمان ابوبکر ازدواج موقت حلال و دایر بوده.علمای شیعه به هیچ وجه من الوجوه همچین فتوایی نداده اند و نخواهند داد.

      • با سلام میشه یه روایت از پیامبر یا ایه ای از قران درباره نکاح مسیار بیارید؟ بعدشم خب اگه کسی تو یه شهری به قول خودتون نیاز به ازدواج پیدا کرد و عقد مسیار کرد وقتی برگشت شهر خودشون این زن بیچاره چی کار کنه که الان متاهل و نمی تونه با مردی دیگه ازدواج کنه و هم نمی تونه با اون مرد بره به شهرشون اگه میگید خب طلاق می گیره خب عقد مسیار فرقی با عقد دائم نداره تازه مسیار که به ضرر خانم تموم میشه

  18. مستمند درگاه پیغمبر و ال معصومینش

    السلام علی من اتبع الهدی
    الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علی رسول الله و علی اله الطیبین الطاهرین المعصومین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین والسلام علی صحبه المنتجبین
    راجع به برخی مطالب مقاله جنابعالی در مورد تعریف و حلیت و و شرایط مسائل دیگر حول متعه که برخی را نادرست جلوه نمودید بحث را به زمان دیگری موکول مینمایم
    اما در مورد قسمتی از مقاله بعنوان ((فرق بین نکاح مسیار ومتعه)) ودربخش

    ب): در نکاح متعه و موقت جایز است زنی را که دارای شوهر است متعه نمود.

    به دو حدیث اشاره نموده وآنان را به حضرت صادق ع به ناروا نسبت دادید ودلیل نیزانست که این دو حدیث از نظر سندی دارای ضعف بوده واز اقسام خبر واحد ضعیف شمرده میشود ولذا نمیتوان بدان استناد و احتجاج نمود که در ذیل در مورد صحت و سقم آنان بررسی صورت گرفته به محضر خوانندگان محترم ارائه خواهد گردید :
    ابتدا چند نکته:
    1- این حدیث طبق بررسی ما در کتاب من لایحضره الفقیه نیامده است ونمیدانم که چطور جنابعالی ادرسی نادرست را به خوانندگان محترمتان ارجاع میدهید؟!

    2- حتما حضرتعالی وافقید که به صرف مراجعه به یک یا چند حدیث نمیتوان آن را بعنوان یک عقیده به مذهبی نسبت دهید بلکه برای شناخت عقاید مذهبی باید با به اجماع فتاوای فقهای آن مذهب مراجعه نمود . در صورتی که هیچ یک از فقهای امامیه کثرهم الله امثالهم به چنین چیزی فتوا نداده و ازدواج زن شوهر دار را با احدی به اسم هر نوع ازدواجی باطل و حرام میدانند و تمامی حق طلبان عزیز میتوانند با مراجعه به فتاوای مراجع شیعه یه صحت اینمطلب واقف شوند. فلذا نسبت دادن ای ادعا به عقاید شیعه امری ناپسند و دوراز انصاف میاشد.
    3- این دو حدیث در کتاب التهذیب شیخ طوسی در بخش كِتَابُ النِّكَاحِ بَابُ تَفْصِيلِ أَحْكَامِ النِّكَاحِ ح 17 و 18 امده است که وسایل الشیعه نیز از ایشان احادیث را نقل نموده است
    در اسناد این دو حدیث افرادی ضعیف و مجهول و مهمل وجود دارند ودر علم رجال فرقین ثابت است که با وجود چنین افرادی در سلسله سند حدیث نمیتوان حدیث را صحیح و معتبر دانست ودر احکام عملیه بدان استناد نمود و انرا حجت قرارداد.
    بررسی سندی دو حدیث :
    حدیث اول :
    متن : تهذيب‏الأحكام ج 7 ص 253 ح 17 24- باب تفصيل أحكام النكاح
    رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ السِّنْدِيِّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ فَضْلٍ مَوْلَى مُحَمَّدِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ إِنِّي تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً مُتْعَةً فَوَقَعَ فِي نَفْسِي أَنَّ لَهَا زَوْجاً فَفَتَّشْتُ عَنْ ذَلِكَ فَوَجَدْتُ لَهَا زَوْجاً قَالَ وَ لِمَ فَتَّشْتَ

    رجال سند حدیث :
    ا- علی بن السندی : شرح حاالی از ایشان در کتب رجالی قدمای شیعه بیان نشده است لذا جناب ایت الله خویی رحمه الله تعالی در معجم میفرمایند وثاقت ایشان اثبات نشده است .لذا ایشان از اقسام افراد ناشناخته و ضعیف بشمار میروند
    معجم‏رجال‏الحديث ج : 12 ص : 46
    8181 – علي بن السندي:
    و أما علي بن السندي فلم تثبت وثاقته،

    2- عثمان بن عيسى الكلابي‏:
    در کتب رجالی شیعه از ایشان به وثاقت نامی نبرده شده بلکه ایشان را از بزرگان فرقه ضاله واقفیه شمرده اند وکسانی مانند علامه حلی منقولات متفرد ایشان را مقبول نمیدانند مراحعه شود:
    فهرست‏الطوسي /ص‏346 : واقفي المذهب
    رجال‏الطوسي /ص‏340 : واقفي
    رجال‏الطوسي /ص‏360 : واقفي
    رجال‏النجاشي /ص‏300 : كان شيخ الواقفة و وجهها و أحد الوكلاء المستبدين بمال موسى بن جعفر عليه السلام روى عن أبي الحسن عليه السلام‏
    الخلاصةللحلي /ص‏244 : الوجه عندي التوقف في ما ينفرد به

    3-الفضل مولى محمد بن راشد : در مورد شرح حال ایشان نیز در کتب رجالی شیعه سخنی بمیان نیامد است پس ایشان نیز در ضمره افراد ضعیف بشمار می ایند
    مراجعه شود:
    رجال‏الطوسي/أصحاب‏أبي‏عبد…/باب‏الفاء/ 7 – الفضل مولى محمد بن راشد

    متن و سند حدیث دوم :
    تهذيب‏الأحكام 7 253 ح 18 24- باب تفصيل أحكام النكاح
    وَ عَنْهُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قِيلَ لَهُ إِنَّ فُلَاناً تَزَوَّجَ امْرَأَةً مُتْعَةً فَقِيلَ لَهُ إِنَّ لَهَا زَوْجاً فَسَأَلَهَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ لِمَ سَأَلَهَا

    بررسی رجال سند حدیث دوم :
    1- مهران بن محمد : ایشان نیز معلوم الحال بوده و قولی درمورد وثاقت ایشان در دست نیست مراجعه شود:
    رجال‏النجاشي ص : 423 رقم 1135 – مهران بن محمد بن أبي نصر السكوني
    له كتاب. قال ابن بطة: حدثنا الصفار عن أحمد بن محمد بن عيسى عن محمد بن أبي عمير عن مهران بن محمد بكتابه.
    رجال‏ابن‏داود/الجزءالأول‏من…/باب‏الميم/مهران بن محمد بن أبي نصر
    السكوني لم [جش‏] له كتاب ذكره ابن بطة.

    2- مهران بن محمد از جمعی از اصحاب این حدیث را نقل میکند که ایشان برای ما مشخص نمیباشد ولذا در علم رجال به این نوع حدیث مرسل گفته که خود از نوع احادیث ضعیف بشمار میرود.
    ابته خاطر نشان شد که عمل نکردن قدما و متاخرین از علمای شیعه به مدلول این احادیث خود دلیل بر معتبر نبودی و عدم حجیت آنان میباشد .

  19. مستمند درگاه پیغمبر و ال معصومینش

    در ادامه بحث به چند نکته دیگر اشاره مینمایم:
    دربرابر این روایت احادیث دیگری وجود دارد که اهل بیت ع در انها به سوال و تحقیق درباره زنان قبل از ازدواج(متعه)تاکید نموده اند که این احادیث صحیح السند در تقابل با دو حدیث فوق الذکر بر امده واندو را از درجه اعتبار و صحت صدور خارج مینمایند.مانند این روایت :
    امر امام صادق ع به پرسجو کردن از شرایط زنان قبل از متعه :
    سند حدیث صحیح میباشد
    الكافي ج 5 ص 453 ح 1 ابواب المتعه باب أنه لا يجوز التمتع إلا بالعفيفة
    من‏لايحضره‏الفقيه 3 459 ح 4585 كتاب النكاح باب المتعة
    تهذيب‏الأحكام 7 251 ح 9 كتاب النكاح 24 – باب تفصيل أحكام النكاح
    وسائل‏الشيعة 21 23 ح 26426 تتمة كتاب النكاح ابواب المتعه 6- باب استحباب اختيار المأمونة العفيفه
    مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى (امامى ثقه جليل) عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ (امامى ثقه جليل) عَنِ ابْنِ مَحْبُوب (امامى ثقه جليل من أصحاب الاجماع على قول) عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ (امامى ثقه )عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْمُتْعَةِ فَقَالَ إِنَّ الْمُتْعَةَ الْيَوْمَ لَيْسَ كَمَا كَانَتْ قَبْلَ الْيَوْمِ إِنَّهُنَّ كُنَّ يَوْمَئِذٍ يُؤْمَنَّ وَ الْيَوْمَ لَا يُؤْمَنَّ فَاسْأَلُوا عَنْهُنَّ
    عبد الغفّاربن قاسم ابو مريم انصارى گويد: ازامام باقر عليه السّلام درباره متعه پرسيدند فرمود: در اين زمان ازدواج موقّت آن طور نيست كه از پيش بوده، زيرا زنان در آن زمان مورد اطمينان و اعتماد بودند ولى امروزه کمترمورد اعتماد هستندد، بنا بر اين شما هر گاه بخواهيد متعه كنيد قبلا از احوال وشرایط زن تحقيق و جستجو كنيد.
    لذا فقهای شیعه نیز سوال و تحقیق در مورد شرایط و احوال زن (از حیث شوهر داشتن یا در عده کسی بودن یا خیر) را متذکر گردیده اند:
    مرحوم شهید ثانى در مسالک در شرح کلام محقق ج 10، ص 304. مى فرماید:
    هذه امور معتبرة فى کمالها (متعة) ذکر منها ثلاثة: الاوّل کونها مؤمنة… الثانى کونها عفیفة غیر زانیة… الثالث أن یسألها عن حالها مع التهمة بأنّ لها زوجاً أو معتدّة (در جایى که متّهم است یعنى قرائن ظنیّه اى وجود دارد).
    همچنین در مقابل دو روایت ذکر شده روایات صحیح السند و متضاد و مغایری وجود دارد که نشاندهنده عدم صحت و بطلان این چنین عقودی میباشد تا جاییکه در روایت ذیل امام صادق حد را نیز شامل
    حال مردیکه بازن شوهردار البته بدون اطلاع ازدواج نموده ذکر میفرمایند:
    الكافي ج 7 ص 193 ح 3 كِتَابُ الْحُدُودِ بَابُ حَدِّ الْمَرْأَةِ الَّتِي لَهَا زَوْجٌ فَتَزَوَّجُ أَوْ تَتَزَوَّجُ وَ هِيَ فِي عِدَّتِهَا وَ الرَّجُلِ الَّذِي يَتَزَوَّجُ ذَاتَ زَوْجٍ
    عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ تَزَوَّجَهَا رَجُلٌ فَوَجَدَ لَهَا زَوْجاً قَالَ عَلَيْهِ الْجَلْدُ وَ عَلَيْهَا الرَّجْمُ لِأَنَّهُ قَدْ تَقَدَّمَ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ تَقَدَّمَتْ هِيَ بِعِلْمٍ ….
    ابابصير از امام صادق ع در مورد زنی که بامردی ازدواج کرده است اما پس از ازدواج معلوم شده که زن شوهر داشته است حضرت صادق فرمودند : بر مرد حد باید جاری شود و زنرا باید سنگسار نمود زیرا مرد از این مسئله مطلع نبوده و زن با اگاهی به این امر اقدام نموده

    برسی اجمالی دو روایت مورد بحث
    *… عن فضل مولى محمّد بن راشد (جزو غلامان آزاد شده و یا از دوستان او بوده) عن أبى عبدالله(علیه السلام)قال: قلت: إنّى تزوّجت امرأة متعة فوقع فى نفسی أنّ لها زوجاً (سوءظنّ پیدا کردم) ففتشت عن ذلک فوجدت لها زوجاً قال: ولم فتَّشت (امام بر تفتیش مؤاخذه مى کند)؟
    از نظر سند: «فضل» شخص مجهول الحال و بسیار قلیل الروایه است و احتمال دارد غیر از این روایت، روایت دیگرى نداشته باشد پس سند ضعیف است.
    از نظر دلالت: امام مى فرماید چرا تفتیش کردى و وظیفه تو بعد از ازدواج تفتیش نبود(بلکه قبل از ان بوده) زیرا امام بر تفتیش پس از ازدواج خرده میگیرند یعنی چرا قبل از ازدواج تحقیق ننمودی که الان دچار حکم حد شرعی گردی
    باید دقت داشت که در روایت یک قید بسیار مهم وجود دارد :
    بعد از ازدواج سئوال کرده و قبل از ازدواج نبوده است. علاوه بر این از دیگران سؤال کرده است نه از خود زن.
    لذا از این روایت در صورت صحت صدور ان مشخص میگردد که امام ع از تفتیش (از دیگران) درمورد زن بدون سوال از او و به زعم یک سوء ظن آنهم پس از ازدواج خرده گرفته است که خود دلیل بر اجازه ازدواج با زن شوهر دار نعوذ بالله از سوی حضرت صادق ع نیست .
    * عن مهران بن محمد عن بعض أصحابنا (مرسله است علاوه بر این رجال دیگر سند هم محلّ بحث است) عن أبى عبدالله(علیه السلام) قال: قیل له: إنّ فلاناً تزوّج إمرأة متعة فقیل له إنّ لها زوجاً فسألها فقال أبوعبدالله(علیه السلام)، و لِمَ سألها؟
    از نظر سند: روایت ضعیف است. به دلایل ذکر شده فوق
    از نظر دلالت: مانند مورد روایت قبل است سؤال بعد از ازدواج است وتنها چیزیکه از مدلول روایت بر می اید آنستکه امام ع نهی مینمایند که پس از انجام سوال و تحقیق در امر ازدواج و جاری شدن عقد به قیل و قال مردم و سخنان بی پایان انان درمورد ازدواجتان اهمیت ندهید (فقیل له إنّ لها زوجاً) ویا بمعنی است که اگر از گفتن مردم در مورد شوهر دار بودن زن اطمینان حاصل نمودی دیگر نیازی به سوال از زن نیست و باید به یقین خود عمل نمایی الله العالم .
    لذا باز تاکید میگرددکه در هر صورت جوازی از سوی امام برای ازدواج با زن شوهردار صادر نگردیده است .

    • سلام مستمنددرگاه پیغمبر وآل معصومینش یک سوال دارم:چرامستمنددرگاه خدانیستی؟

      • سلام مسلم جان
        مستمند یعنی نیازمند. یعنی کسی که مطلبی را خواهان است. ما شیعیان نیاز به پیامبر و اهل بیت حضرتش داریم تا برای ما دعا کنند و برای خطا هایمان از خداوند طلب آمرزش کنند.
        مگر برادران یوسف علیه السلام که گفتند… يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ مگر نمی توانستند خودشان استغفار کنند؟؟؟

        و چون در قرآن تصريح به جواز توسل و عرض حاجت به زندگان شده است پس توسل وعرض حاجت به ائمه وانبيا بعد از رحلت ايشان جايز است .

        انبياء حيات ويژه اي دارند که بزرگان اهل سنت به اين قضيه اشاره دارند :

        هيثمي که از شخصيت هاي بر جسته اهل سنت است ، در کتاب مجمع الزوائد ، از قول عبد الله بن مسعود نقل مي کند که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود :

        حياتي خير لكم تُحدِّثون و يُحدَّث لكم، ووفاتي خير لكم، تُعرض عليّ أعمالكم، فما رأيت من خير حمدت اللّه عليه، وما رأيت من شرّ استغفرت اللّه لكم»،

        هم حيات من براي شما مايه خير است و هم وفات من . تمام اعمال شما بر من عرضه مي شود ، اگر کارهاي خوب شما را ببينم خدا را شکر مي کنم ، کارهاي بد شما را ببينم از خداي عالم براي شما طلب مغفرت مي کنم .

        بعد جناب هيثمي مي گويد :

        رواه البزّار ورجاله رجال الصحيح.

        مجمع الزوائد: 9/24، «ما يحصل لأمّته من استغفاره بعد وفاته» الجامع الصغير: 1/582، كنز العمّال: 11/407.

        و روايات متعددي در اين زمينه که از منابع معتبر اهل سنت داريم که انبياء عليهم السلام زنده هستند از جمله:

        ابن حجر عسقلاني که از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است ، نقل مي کند :

        إنّ الأنبياء أحياء في قبورهم يصلّون .

        تمام پيامبران در درون قبر زنده هستند و نماز مى خوانند .

        فتح البارى: 6/352.

        جناب قسطلاني که از شخصيت هاي مشهور اهل سنت است ، در کتاب المواهب اللدنيه ، ج3 ، ص419 مي گويد :

        شكّى نيست كه زنده بودن پيامبران عليهم السلام پس از مرگ امرى ثابت و روشن، و جاودانه است، و پيامبر ما چون برتر از همه پيامبران است، زندگى او پس از مرگ كامل تر از سائر انبياء خواهد بود.

        جناب شوکاني در نيل الأوطار ، ج3 ، ص305 روايات متعددي مي آورد و مي گويد روايات صحيح داريم که انبياء زنده و در قبرشان مشغول عبادت خدا هستند

        جناب سمهودي از شخصيت هاي برجسته اهل سنت که پيامبر فرمود :

        علمي بعد وفاتي كعلمي في حياتي .

        آگاهى من به امور پيش از مرگ و پس از آن يكسان است .

        بعد مي گويد :

        الأنبياء أحياء في قبورهم يصلّون .

        حتی عزیزان اهل سنت عقیده دارند، خداي عالم بدن پيامبران را بر خاک حرام کرده است که آن ها را بپوساند :

        إنّ اللّه حرّم على الأرض أن تأكل أجساد الأنبياء .

        خداوند خوردن بدن پيامبران را بر زمين حرام کرده است .

        نيل الأوطار: 3/304، المغنى لابن قدامة: 2/208، فقه السنّة للسيّد سابق: 1/297، مسند أحمد: 4/8، سنن ابن ماجة: 1/345، المصنّف لابن أبي شيبة: 2/399، المعجم الأوسط: 5/97، المعجم الكبير للطبراني: 1/217، فضائل الأوقات للبيهقي: 497، كنز العمّال: 1/499.

        • با سلام اولا اینکه پسران یعقوب از پدرشان تقاضای دعا کردند درزمان حیاتش ودر نزد پدر خود بودند ایا بهتر نیست به جای استفاده از روایات متعدد برای اثبات به ایات قران رجوع کنیم ایه 12تا 15 سوره فاطر را حتما مطالعه بفرمایید که کسانی که غیر از خدا می خوانید به اندازه پوست نازک خرما حاکمیت ندارند اگر انها را بخوانید صدای شما را نمی شنوند واگر بشنوند به شما پاسخ نمی گویند و روز قیامت شرک شما را منکر می شوند اگر اینگونه باشد که شما میگویید پس تفاوت شما با مشرکین مکه چیست چون انها هم از بت هایشان برای نزدیک شدن به خدا طلب میکردند

  20. ازدواج موقت زن شوهر دار از نظر شیعه حرام است. به عبارت دیگر یک زن نمی تواند همزمان دو شوهر داشته باشد خواه موقت خواه دایم
    ضمن اینکه متعه هم شرایط خاصی دارد و عده هم دارد 

  21. سلام میخواستم بدونم یک دختر شیعه میتونه با یک پسر سنی ازدواج کنه؟ لطفا جوابشو برام میل کنید.

    • شرعاَ اشكالي ندارد.

    • ابواحمد توسلی

      سلام مجدّد
      در مورد ازدواج دختر اهل سنّت با پسر شیعی فقهای شیعه اجماع به صحّت عقد دارند اما در مورد حالت عکس آن یعنی ازدواج دختر شیعی با پسر اهل سنّت مساله اختلافی است و بسیاری از فقهای عظام منع فرموده اند و چنین عقدی را تکلیفا حرام و وضعا باطل می دانند.

    • با سلام
      دوست عزیزم ساناز اگر سوالت مربوط به خودته مبارکت باشه فقط مراقب باش گرایشات وهابی نداشته باشه.

  22. به خدا صورت مساله را عوض کردید فرقی بین صیغه و مسیار نیست الکی کلاه شرعی درست نکنید؟

  23. عبد الله فاروقي

    با سلام بخشيدن حقهاي زن در مسيار آيا شرط ضمن عقد است يا پس از آن؟
    اگر بعد از عقد است كه نيازي به اسم جديد نيست بلكه همان ازدواج دايم است كه بعدش از مهريه و يا حق خواب گذشت شده و اما اگر در ضمن عقد است -كه حتما چنين بوده كه نام متمايزي دارد- آيا نميشود كه سقوط عقد را در زماني مشخص شرط ضمن عقد كرد؟
    حالا بماند نقلها و روايات متعددي از صحابه مخصوصا اين عباس
    مثلا:
    ذَكَرَ عَبْدُ الرَّزَّاقِ قَالَ: أنا مَعْمَرٌ، عَنْ أَيُّوبَ، قَالَ: قَالَ عُرْوَةُ لِابْنِ عَبَّاسٍ: ” أَلَا تَتَّقِي اللَّهَ تُرَجِعَنَّ فِي الْمُتْعَةِ؟ فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: [ص:1210] سَلْ أُمُّكَ يَا عُرَيَّةُ، فَقَالَ عُرْوَةُ: أَمَّا أَبُو بَكْرٍ، وَعُمَرُ فَلَمْ يَفْعَلَا فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: وَاللَّهِ مَا أَرَاكُمْ مُنْتَهِينَ حَتَّى يُعَذَّبَكُمُ اللَّهُ، نُحَدِّثُكُمْ عَنِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَتُحَدِّثُونَا عَنْ أَبِي بَكْرٍ وَعُمَرَ ”
    در كتاب “جامع بيان علم و فضله
    اين تنها يك مثال بود و دوستان كه ميتوانند در صحاح همين حديث را سرچ نمايند.

  24. من کنت مولا فهذا علی مولا ...

    در صحيح مسلم چندين روايت است که: در عهد رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم و در زمان حکومت ابوبکر و ابتداي حکومت عمر، ازدواج موقت انجام مي‏شد و عمر از متعه حج و متعه نساء نهي کرد.

    «جابر بن عبداللَّه يقول: کنا نستمتع بالقُبضةِ من التَّمرِ و الدّقيق، الأيّام علي عهد رسول اللَّه‏ صلي الله عليه وآله وسلم و ابي بکر حتي نَهي عنه عُمر في شأن عَمرِو بن حُرَيثٍ»؛ [6] «جابر بن عبداللَّه مي‏گويد: ما متعه مي‏کرديم با يک مشت خرما و آرد، روزها در عهد رسول‏اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم و ابي‏بکر تا اينکه عمرو بن حريث متعه‏اي کرد و عمر او را منع نمود.»

    در روايت ديگر چنين آمده است:

    «… عن ابن نضرة، قال: کنت عند جابر بن عبداللَّه فَأتاهُ آتٍ فقال: ابن عباس وابنُ الزُّبَير اختلفا في المُتعتَينِ، فقال جابر: فَعَلناهما مَعَ رسول اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم ثُمَّ نهانا عنهما عُمر فَلَم نَعُد لَهما»؛ [7] ابن ‏نضره گفت: من نزد جابر بودم که کسي آمد و گفت: بين ابن‏عباس و ابن‏زبير در رابطه با دو متعه (ازدواج موقت و حج تمتع) اختلاف شده، جابر گفت ما اين دو عمل را در زمان رسول‏اللَّه ‏صلي الله عليه وآله وسلم انجام داديم سپس عمر ما را از انجام آن نهي نمود و ديگر تکرار نکرديم.»

    و در همين کتاب است که اباذر گفت: متعه نساء و متعه حج مخصوص ما است. (مخصوص ما است مجمل است، به شروح بخاري مراجعه شود).

    «قال: لاتصلح المتعتان الا لنا خاصّة، يعني متعة النساء و متعة الحج». [8] .

    همچنين در اين کتاب از جابر بن عبداللَّه ‏نقل کرده که:

    «قال عمر… وَ اَبِتّوا نکاح هذه النساء فَلَنْ اُوتَي برجل نکح امرأة اِلي اَجَلٍ، الّا رَجَمْتُهُ بالحجارة». [9] .

    عمر گفت: از نکاح موقت اجتناب کنيد، آورده نشود نزد من مردي که ازدواج موقت انجام داده باشد و الا او را سنگسار مي‏کنم.

    [6] صحيح مسلم، کتاب النکاح، باب نکاح المتعة، ص 599، ح1405.

    [7] همان.

    [8] صحيح مسلم، کتاب الحج، باب جواز التمتع، ص 532، ح1224.

    [9] صحيح مسلم، کتاب الحج، باب في المتعة بالحج و العمرة، ص527، ح1217

    پاسخ بدهید لطفا…

  25. من در مورد متعه اطلاعاتی داشتم نکاح میسار را نیز مطالعه کردم
    در هر دو فقط یک اصل وجود دارد و آن کامجویی مردان است به هر صورت ممکن و در هر جا و هر طور که دلشان خواست.
    و این زن است که باید از حق و حقوق خود گذشت کند تا کام مرد برآید. در هیچکدام از ازدواجها هیچ حقی را برای زن قایل نشده اند. برادران از مغلطه بازی دست بردارید و قبول کنید که هر دوی آنها اافسار گسیختگی جنسی مردان و شهوترانی أنان است و بس فقط کلاه شرعی برای کامجویی. و طبعاْ غیر انسانی و رسمی جاهلی و دور از شان انسان است. و من بعنوان یک مرد هر جا چنین مطالبی را می بینم و مشاهده می کنم از مسلمان بودنم احساس شرم می کنم.

    • نكاح مسيار برخلاف متعه نه داراي فضايل آن‌چناني است و نه توصيه به اين كار مي شود؛ فقط مشروعيت دارد و چيزي خلاف در آن وجود ندارد، فقط زن در اين نكاح، به خواست خود، برخي حقوق خود را ساقط مي‌گرداند. زن به عنوان همسر وي محسوب ميشود و تمام شرايط نكاح در آن اجرا مي گردد، مثل عده، حق ميراث و … و برخلاف متعه، مرد نمي‌تواند به صورت مسيار هم (مثل نكاح دائم) بيش از 4 همسر اختيار كند و البته باز هم تأكيد مي‌كنيم كه نه به انجام آن توصيه مي شود و نه فضائل آن‌چناني دارد.

  26. سيد حبيب الله حسيني

    بسم الله الرحمن الرحيم
    اولا از مسولین و دست اندر کاران سایت سنت انلاین و مدرسه عین العلوم، تشکر می کنم که بی طرفانه و منصفانه مباحث علمی را دنبال نموده اند، امید است جوانان دیگر از شیعه و سنی که برخورد تند دارند متوجه شوند و بدانند که دشمنان دانا و قسم خورده اسلام از یهود و نصاری و غیره با دوستان نادان و بی خرد، دست به دست هم داده اند تا از ندای رسای اسلام که طنین آن خواب های مستانه و می آلود آنان را دچار اشفتگی کرده است، جلو گیری کنند، بدین لحاظ با تمام وجود و از شش جهت شروع کرده اند در جهت بدنام کردن مسلمانان و خطرناک جلوه دادن آنها، خدا می داند آنها نه سنی را می خواهند و نه شیعه را، ولی امروز از روی ناچاری از طرفی خود را دوست شیعه و از طرفی دوست سنی معرفی کرده تا بتوانند این دو برادر را با هم بجنگاند و خودش راحت باشد،اگاه باشید و بدانید ای جوانان مسلمان امروز قضیه قضیه ای تروریزم نیست بلکه مشکل انان مشکل اسلام است و در فلم توهین آمیز به پیامبر اسلام (ص)و زوجات مطهره و اصحاب گرام آن حضرت نشان داد که آنها فقط و فقط اسلام را نمی خواهند نه یک گروه را زیرا در آن فلم آن طوری که شاید همه مشاهده کردید از پیامبر و زوجات آن حضرت شروع کرده و به ابوبکر و عمر و علی و بقیه ای اصحاب اشد توهین و افترائات و دروغ های که سزاوار خود شان است، نموده اند، خداوند به حق پیامبرش و امهات المومنین و اصحاب گرامی آن حضرت، جزای سختی به عاملین چنین توهین ها بدهد آمین.
    اما در باره فرق های بین نکاح متعه و نکاح مسیار، عرض کنم که من از نکاح مسیار آگاهی ندارم ولی در باره ای نکاح متعه علمای شیعه چند چیز را شرط می داند :
    1.باید طرف بیوه باشد و اگر دختر باشد اجازه پدر شرط است و بدون آن نکاح باطل و عمل جنسی زنا محسوب می شود.
    2.در نکاح متعه مدت باید معین شود و گرنه تبدیل به ازدواج دایم می شود و احکام آن مترتب است.
    3.ارث و میراث در نکاح متعه نیست.
    4. نکاح متعه به تمام شدن مدتش، خود بخود منفسخ شده و نیاز به صیغه ای طلاق ندارد.
    5. خانم که متعه شده بعد از انقضای مدت باید 45 روز عده نگهدارد و اگر قبل از انقضای عده با کسی دیگر ازدواج کند مانند حکم نکاح دایم، این خانم به آن آقا حرام ابدی می شود.
    6.فرزندی که از نکاح متعه بوجود می آید فرزند شرعی می باشد و تمام احکام فرزندی را دارد.
    برای مشاهده این مطالب یک سایت است به نام- سایت مراجع و فقهاء- به فارسی هم سرج کنید می یابید و این مطالب را در بحث نکاح می توانید ببنید
    حالا اینکه مدرک مشروعیت نکاح متعه و نکاح مسیار چیست؟ این بحثش طولانی است همانطوری که شما هم بعضی و قسمتی از آن یاد آور شدید.
    سعیکم مشکور.
    حسینی از مزار شریف افغانستان.

  27. فرمان الله تعالی در آيه 24 سوره مبارکه نساء : « أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا » ‌ (به اينكه با اموالتان، براي نگهداري نه زنا كاري بخواهيد. پس، آنچه به آن از ايشان بهره مند مي شويد، مهريه واجب ايشان را بدهيد! و بر شما گناهي نيست در آنچه دو طرف بعد از فريضه اي (توافقي) راضي شويد. يقينًا الله (به طور مطلق) دانا و حكيم است.]
    در اين آيه حکم الله بر نگهداری است نه شهوترانی و ازدواح موقت عملی است خلاف فرمان الله بر هر مذهبی فقط برای اشاعه شهوترانی و بی مسئوليتی و هرگز الله اجازه چنين ظلمی را نداده است و هرعملی در دين به غير فرمان الله مانند نظر شيطان است بر فريب آدم در اجرای فرمان الله بر نزديک شدن به درخت که شيطان درپيشگاه مبارک فرمان الله به خود اجازه داد که فرمان به نزديکی به درخت و ختی خوردن از ميوه آن را فرمان داد که باعث نافرمانی از دستور الله و اخراج از بهشت شد همانطور که در قوم لوط بزرگان قوم فرمان به شهوترانی بر همجنس بازی با مرد را در مقابل فرمان ازدواج با زنان را داده بودند و موجب نابودی آن قوم به سبب تغير فرمان الله گرديد
    آيه مبارکه عنکبوت : 28 و 29 :
    وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِينَ (28) أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (29)

    [و لوط را، (فرستاديم) در زماني به قومش گفت ” شما زشتي (شرک جايگزينی سخن خبيثه شیطان قوم به جای آيات طيبه الله) را انجام مي دهيد. كه احدي از انسان ها به آن از شما سبقت نگرفته است. آيا شما با مردان عمل مي كنيد و راه (ازدواج) را قطع مي كنيد و زشتي را در اجتماعتان انجام مي دهيد. “ پس، (آيا به سخنان انديشيدند؟خير بلکه) پاسخ قومش نبود جز اينكه گفتند ” عذاب الله را بر ما بياور! اگر راست مي گوئي. “]
    انكار پيغام هاي ارسالي الله به آخرت، مهمترين جرم قوم لوط به فتوا و رهبري مراجع تقليد «قمر : 33 و 36، شعرا : 161» و متجاوز از تمام قوانين الله بود و « تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ » تغير برنامه مباشرتي مورد اجازه الله « حجر : 72، مؤمنون : 6 و 7، معارج : 31، بقره : 223 و 187 » به تشويق و فتواي ظالمانه رهبران مذهبي « شعرا : 165 » (مانند صيغه و محلل) بود كه بر خلاف قانون طبيعي، در مقابل ديدگان « وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ ، نمل : 54 » در محل اجتماع قوم (نادي، معابد بت پرستی) به جاي زنان با شدت زشتي « اعراف : 81 » و خالي از هدف توليد مثل « هود : 78 » به عنوان دستوري مذهبي با مردان در مي آميختند « نمل : 54 » (نمونه چنين دستور رهبران مذهبي در باب 23 كتاب دوم پادشاهان از كتاب مقدس شماره 7 است) و در آيه نساء : 25 نيزبرای حصن و نگهداری نه شهوت ريختن تکرار شده است

  28. اینکه از قول شیعه فرمودید که ازدواج موقت با زن شوهردار جایز است. والله با الله تا الله که دروغ میگویی. پس شما عالم نه بلکه جاهل استید. پس یقین من ثابت شد که شما به اشتباه استید.

  29. اهل سنت میگویند که متعه حج و متعه زنان را عمر حرام کرده است. پس سوال اینجا که عمر کی و چه کاره ؟

  30. و این هم که میگویید متعه عده ندارد. لطفا هر کاری که میکنید دروغ نگویید. خوب منحیث یک مسلمان این را که نوشتی شیعه را بد نام کردی پس جواب دروغت را چه میدهی؟ اگر به خدا ایمان داری چیز های بنویس که راست باشد. من در مطلب اول قسم یاد نمودم چون مطمن استم که شما دروغ میگویید. پس اگر راست میگویید شما هم به نام خداوند پاک قسم یاد نمایید. خصوصا در موارد

  31. بنام خالق بی همتا
    سلام.در جواب اقای یوسف باید بگم که عمل متعه را عمر(رض) حرام نکرده اولا مگه حضرت عمر کیه که بخواد حلال خدا را حرام کنه دوما مگه عمر همچین جراتی را داشت که در محضر حضرت علی و مهاجرین انصار و امام حسن و حسین حلال خدا را حرام کنه و باید اینو بدونید شما که فک میکنید عمر(رض) این کار را کرده نه اینجوری نیست این عمل را علی(رض) حرام کرده بخاطر اینکه این عمل خلاف قران بود و جامع به فساد کشیده میشود.

  32. چه جوری میگید امام علی علیه السلام متعه رو حرام کرد در حالی که ایشون در دوران خلافتشون در کوفه با زنی از بنی نهشل متعه کردند.

    • بنام الله
      طبق کدام روایت صحیح این ادعا رو میکنید این صحبت شما این را نشان میدهد که حضرت علی خلاف قران عمل کرده.عمل متعه خلاف قران و سنت هستش و در این عمل تمامی ارزشهای زن از بین میرود.شما خود ایا راضی میشوید که یکی از نزدیکانتان که بیوه هستش در طول روز ساعتی یکبار زن اینو ان بشه ایا جامعه ای که اسلامی هست این عمل را میپذیرد ایا این عمل عین فحشا نیست.به نقل از امام حسن چیزی که به خود نمی پسندی به دیگران هم نپسند.در قران امده که زن برای مرد مباح هستش تا چهارتا اونم بشرطی که بتوان عدالت کامل را رعایت کرد کسی که متعه میکنه در واقعه به نفس خیش ظلم کرد و هیچ زن با ایمانی به این عمل ناپسند تن نمیدهد مگر کسانی که خدا را نشناخته باشن و از نظر فطری مشکل داشته باشن.و در ضمن هیچ مرد با ایمانی هم به این ذلت و بی شرمی تن نمیدهد این کار بنیاد خانواده را از هم میپاشد و در جامعه باعث بی حیایی و فساد میشه.کمی بیندیشید و اندیشه پاک با متعه جور در نمیاد.بخدا قسم یاران رسول شهوت ران نبودن و اگر سرپرستی زنی را به عهده میگرفتن فقط بخاطر رضای خداوند بوده نه اینکه بخوان شهوت رانی کنند.حضرت علی در دوران حکومتش سرپرستی خیلی از اینجور خانواده های بی سرپرست را به عهده داشت چرا از موضوعات برای ثابت کردن عقیده پوچ سوءاستفاده میکنید.خلفای راشدین همشون همچین مرامی داشتن چون تربیت شده ان بزرگ مرد (ص) بودن.ولی در جامعه امروز هیچ کس بخاطر رضای خداوند دستی را نمیگیرد مگر اینکه سود و منفعتی درش باشد.به الله قسم حضرت علی از این افطراها به دور است حتی دشمنان اسلام همچین عملی را به ان حضرت نمیتوانند بدهند چون میدانند که علی همچین وصله ای بهش نمیچسته و اگر شما میخواهید به نام اسلام کاری بکنید خواهشا این بزرگواران را وارد این موضوعات نکنید

    • اولامدرک؟دوما حدیث منع متعه از حضرت علی است ثالثا اهل سنت اگراین مورد ومنظور راشما را اگراز علی رضی الله عنه می دیدندخودشان به نفسشان ظلم نمی کردند وحتما خود را از ان محروم نمی کردندوبه ان عمل می کردند ومتعه می نمودند همانطور که الان بر منع ان عمل می کنند

  33. با سلام . واقعا جاي تاسف است كه كساني نكاح مسيار را مطرح كرده اند كه ادعاي مبارزه با بدعت را دارند مگر نمي گويند هر بدعتي گمراهيست وهر گمراهي در آتش جهنم است . اصلا شرط اينكه زن از نفقه خود بگزرد ويا ازحق همبستري با شوهر خود صرف نظر كند را به يك نكاح افزودن بدعت محض است وان هم بدعت سيئه .اصلا ازدواج به اين نحو براي چيست؟ كلاه گذاشتن سر زن يا منحرف كردن امر مقدس ازدواج؟ از خدا بترسيد

  34. مجیداز کردستان بانه

    با سلام و عرض ادب و احترام خدمت همه مسلمانان ارجمند مولانای رومی می فرماید هر کسی از ظن خود شد یار من عزیزان دین نزد خدا دین اسلام است اختلاف در سلیقه ها بدیهی است خداوند می فرمایند و لقد کرمنا بنی ادم پس بی حرمتی به انسان ها در هیچ شرایطی جایز نیست همه چیز مطرح شد اما عزیزان تفاوت های فردی را در نظر نگرفتند در جهان امروز بحث بر سر تساوی حقوق زن ومرد است آسان کاری در ازدواج کامجوی مرد از زن یا زن از مرد نیست زن و مرد هر دو از هم لذت می برند یعنی هر دو دارای میل جنسی هستند اما غافل نباشیم که میل جنسی تمام افراد با هم مساوی نیست چه بسا میل بعضی افراد جه زن چه مرد با هم قابل مقایسه نیستند پس چگونه میتوانیم قضاوت کنیم درمورد کسانی که میل جنسی آنها چندین برابر ماست دین اسلام اختصاصی نیست همه جوانب و همه انسان ها را در نظر می گیرد خداوند می فرماید لا یکلف لله نفساالا وسعها ما باید از مجتهدان فهیم و خدا ترس برای جهاد وتلاششان سپاس گذار باشیم که در شرایط حاد امروزی مسلمانان را یاری میدهد تا از فساد و بی بند باری حفظ کنند اجرکم عندالله

  35. خدا لعنت کند شیطان را .شما که خود را عالم دینی می نامید چرا احادیث را باب میل خودتان تفسیر می کنید ؟کدام فقیه شیعه گفته که متعه با زنان شوهر دار جایز است ؟ در ضمن اولاد حاصل از متعه حق ارث وسایرحقوق فرزندی را دارا می باشند همچنین زن متعه بعد از اتمام وقت تعین شده باید عده نگه دارد نه اینکه هرروز با چندین مرد باشد والسلام.

  36. سلام
    من شیعه هستم ولی با ازدواج موقت کاملآمخالف هستم و این ازدواج را زنا میدانم وبا دوستان هم که مخالفت کرده ام آنها سوره نسا آیه 24را دلیل کار خود میدانند ولی ازدواج موقت کاری حرام است و اهل خاندان و اقوام ما این ازدواج را حرام
    میدانند

    • شما اگر چیزی از شرع نمی فهمید دلیل بر نبودن یا اشکال آن نیست .احساسی برخورد کردن با دستورات اسلام باعث می شود که عده ای روزه را هم منتسب به دوران صدر اسلام نمایند وآن را دستوری کهنه وجاهلی خطاب کنند!شما چطور شیعه ای هستید؟!

    • سلام برادر عزیز شما چکاره هستی که ازدواج موقت را حرام می دانی دلیل خیلی از احکام را ما نمی دانیم این باعث نمی شود که آن را حرام بدانیم پناه بر خدا از تفسیر وبرداشت شخصی از احکام خدا.

  37. سلام من میخاستم بدونم که ایا ازدواج دختررشیده باکره بدون اجازه ولی درتمام مذاهب اهل سنت صحیح است یافقط مذهب حنفی ازدواج زن بیوه چطور؟راستی من میخاستم نظرجمهورفقهاوارجح رادراین خصوص بدونم خیلی مهم وضروری است

  38. واقعا در این ازدواج چقدر حقوق زن در نظر گرفته میشود یک ابزار که حق و حقوقی ندارد.درازدواج موقت تعیین مهر با زن هست و اگر این ازدواج باعث بدنیا اومدن فرزند شود آم مرد باید تمام حق و حقوق آن فرزند رو تمام و کمال بدهد و بعد از ازدواج زن 40 روز عده نگه میدارد تا مشخص شود بار دار است یا خیر.صحابی جلیل القدر رسول اکرم صلی علی علیه و آله نیز در زمان خود رسول الله و همچنین در زمان خلیفه اول و دوم اینکار را انجام میدادند تا اینکه خلیفه دوم از آن نهی کرد.
    من با کمال احترام به بزرگان اهل سنت این روایت را میفرستم اگر غیر از آن در مسلم بود نشانه ی تضاد در صحیح ترین کتاب عزیزان اهل سنت است.
    حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا ابْنُ جُرَيْجٍ أَخْبَرَنِي أَبُو الزُّبَيْرِ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ يَقُول كُنَّا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ مِنْ التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ الْأَيَّامَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَبِي بَكْرٍ حَتَّى نَهَى عَنْهُ عُمَرُ فِي شَأْنِ عَمْرِو بْنِ حُرَيْثٍ

    از جابر بن عبد الله الأنصاري شنيدم که مي گفت : ما در زمان رسول خدا و ابو بکر در مقابل يک مشت خرما يا آرد متعه مي کرديم . تا اينکه عمر در قضيه عمرو بن حريث از آن نهي کرد .

    صحيح مسلم ج2 ص 1023 باب نكاح المتعة

    الجمع بين الصحيحين ج2 ص399 – سنن البيهقي الكبرى ج7 ص237 – مسند أبي عوانة ج3 ص33- مصنف عبد الرزاق ج7 ص500 – معرفة السنن والآثار ج5 ص375 – التمهيد لابن عبد البر ج10 ص112 – عون المعبود ج6 ص101 و…

    شبيه همين روايت در مسند احمد وكتب ديگر ذكر شده است .

    مسند أحمد بن حنبل ج1 ص52 و ج3 ص325 و…

    به واژه ی كُنَّا دقت کنید.کان نشانه ی استمرار و نا هم جمع هست یعنی ما صحابه درزمان رسول خدا و خلفا متعه میکردیم اگر متعه حرام شده درزمان پیامبر پس نعوذوبالله صحابه زنا میکردند که این اصلا قابل قبول نیست.
    به این روایت هم دقت کنید.

    4246 حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ حَدَّثَنَا يَحْيَى عَنْ عِمْرَانَ أَبِي بَكْرٍ حَدَّثَنَا أَبُو رَجَاءٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ حُصَيْنٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَال أُنْزِلَتْ آيَةُ الْمُتْعَةِ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَفَعَلْنَاهَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَلَمْ يُنْزَلْ قُرْآنٌ يُحَرِّمُهُ وَلَمْ يَنْهَ عَنْهَا حَتَّى مَاتَ قَالَ رَجُلٌ بِرَأْيِهِ مَا شَاءَ

    آيه متعه در کتاب خدا نازل شد . پس ما آن را در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم انجام داديم و قرآني (آيه اي) نازل نشد تا آن را حرام کند و رسول خدا هم از آن نهي نفرمودند . در اين هنگام شخصي طبق نظر خودش هرچه خواست گفت

    صحيح بخاري ج4 ص1642 كتاب التفسير، باب قوله تعالى«يا أيّها الذين آمنوا لا تحرّموا طيّبات ما أحل اللّه لكم» (المائدة 87)
    این روایت را بخاری در قسمت متعه حج آورده و نشون میده متعه حج هم توسط شخصی غیر از پیامبر حرام اعلام شده که مخالفت صریح با سنت است

  39. و همچنین درباره حضرت علی فرمودید که چرا آن نهی را ازبین نبرد.شما بهتر میدانید که زمانی که مولا علی میخواست برخی موضوعات را درست کند مردم شعار وا سنت عمر وا سنت عمر سر میدادند و اگر به زور متوسل میشدند آشوب به پا میشد و همه میدانیم که او شروع کننده ی جنگ ها نبود و گویندگان نعثل جنگ هارا آغاز کرده اند.آیه 24 سوره ی نسا برطبق تفسیر علمای تان و صحیح ترین روایات از کتب مسلم و بخاری درباره ازدواج موقتیست که در آن زن ماننده ابزار به زور خود را از حق خویش محروم نمیکند.ممنون میشم نظرهامو ثبت کنید عزیزان زحمت کش

  40. کدام فتوی نوشته که با زن شوهر دار می شود متعه کرد چرا انصاف را رعایت نمی کنید و آن روایتی که برای جواز نقل کردی بر مدعایت دلالت ندارد فقط گفته: زن به من گفت شرهر ندارم بعدا شک کردم و تفتیش کردم دیدم شوهر دارد امام فرموده که تفتیش لازم نیست قول زن که بگوبد شوهر ندارم کافی است اما اینکه بعد از فهمیدن این متعه جایز است یا نه در روایت حرفی زده نشده اما روایات دیگری داریم که از این امر صراحتا نهی کرده پس از خدا بترس و نگو که متعه با زن شوهر دارد جایز است اگر فهم روایت نداری سکوت کن. و اما در جواز متعه بهتر است به صحیح مسلم و بخاری رجوع کنی فقط یک روایت برایت ارسال می کنم که اگر عناد و تعصب نداشته باشی کافی است
    قال عطا: قدم ‏ ‏جابر بن عبد الله ‏ ‏معتمرا فجئناه في منزله فسأله القوم عن أشياء ثم ذكروا ‏ ‏المتعة ‏ ‏فقال ‏ ‏نعم ‏ ‏استمتعنا ‏ ‏على عهد رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم ‏ ‏وأبي بكر ‏ ‏وعمر فنهانا عمر. صحیح مسلم،کتاب النکاح، رقم الحدیث: 2496،
    خلاصه اینکه جابر می گوید: در زمان رسول خدا و ابوبکر متعه کردیم ولی عمر ما را نهی کرد. سوال عمر چرا حلال خدا را حرام کرد ایه بر او وحی نازل شد ایا او بهتر از پیامبر می فهمید آیا علم او بالاتر از …..

  41. عثمان بن محمد

    سوال :
    خواهشا پاسخ دهید وگرنه شیعه میشوم !!
    این مطلب را اتفاقی دیدم و به فکر فرو رفتم ؟ و جوابی برایش پیدا نکردم ؟
    اینکه ترجمه ی درست و تحت اللفظی آیه55سوره مائده چیست ؟

    «جعلت لي الارض مسجدا و طهورا»
    زمين براي من محل سجده و طهارت قرار داده شده(صحيح بخاري ج1ص91- سنن بيهقي ج2ص433)

    حاكم نيشابوري در روايت صحيح آورده است كه:سجد رسول الله علي الحجر.پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بر روي سنگ سجده كرد.(مستدرك الصحيحين، ج1، ص473)

    عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَاوِلِينِي الْخُمْرَةَ مِنْ الْمَسْجِدِ قَالَتْ فَقُلْتُ إِنِّي حَائِضٌ فَقَالَ إِنَّ حَيْضَتَكِ لَيْسَتْ فِي يَدِكِ .
    صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 168.
    از عائشه نقل شده است که گفت : رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم به من فرمودند به من خمرۀ ( حصير ) سجده را بده . گفتم که من عذر زنانه دارم حضرت پاسخ دادند که عذر تو به دستت مربوط نمي شود.

    أعطيت خمسا لم يعطهن أحد قبلي … وجعلت لي الأرض مسجدا وطهورا .
    صحيح البخاري ، البخاري ، ج 1 ، ص 86 .
    پنچ چيز به من داده شده است كه به هيچ كس قبل از من داده نشده است … زمين براي من محل سجده و پاك كننده قرار داده شده است .

    این هم نمونه ای از بزرگان شما به خدا اینا شیعه نبودن بزرگان اهل سنت بوده اند

    بزرگان اهل سنت مانند مسروق كه از شخصيت‌ها و فقهاي بزرگ اهل سنت، وقتي به مسافرت دريايي مي رفت، يك خشتِ كوچكِ مُهر مانندي را با خود برمي داشت تا در كشتي بر آن سجده كند.(مصنف عبد الرزاق، ج2، ص583 – طبقات كبري ابن سعد، ج6، ص53)

    جناب علي بن عبد الله بن عباس صراحت دارد بر اينكه ايشان كسي را فرستاد به مكه تا سنگي از كوه مروه به مدينه بياورد تا بر روي سنگ سجده كند.(مصنف ابن ابي شيبه، ج1، ص308 – اخبار مكه، ج2، ص151 – تاريخ دمشق، ج43، ص50)

    • آقا عثمان خود شما باید تحقیق کنی تا به حق برسی.شیعه و سنی به هیچ عنوان دشمن هم نیستن بحث هاباید توسط اهل فن انجام گیرد و هرکسی نباید حرف بزند.پیامبر فرمود خدا زمین را(بی واسطه ی فرش و …)برای من سجده گاه قرار داد و این یعنی زمین و بس.همچنین عزیزان اهل سنت شیعه را به خاطر اینکه نماز هایش را سه وقته نیز میخواند کافر میدانند توجه شما را به این روایت جلب میکنم:
      عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ جَمَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَيْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ وَالْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ بِالْمَدِينَةِ فِي غَيْرِ خَوْفٍ وَلَا مَطَرٍ فِي حَدِيثِ وَكِيعٍ قَالَ قُلْتُ لِابْنِ عَبَّاسٍ لِمَ فَعَلَ ذَلِكَ قَالَ كَيْ لَا يُحْرِجَ أُمَّتَهُ .
      ابن عباس مي گويد : رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم در مدينه ميان ظهر و عصر و مغرب و عشاء جمع كرد ؛ در حالي كه نه ترسي بود و نه باراني وجود داشت . وكيع ( رواي روايت ) مي‌گويد از ابن عباس سؤال كردم ، پيامبر چرا اين كار را مي‌كرد ؟ گفت : به اين دليل كه امتش به سختي نيفتند .
      صحيح مسلم ، 1 ، ص 490 ، باب صلاة المسافرين و سنن الترمذي ، ج 1 ، ص 354 ، ح 187 و سنن أبي داود ، ج 2 ، ص 6 ، ح 1211 و سنن النسائي ، ج 1 ، ص 315 ، ح 601 و مسند أحمد بن حنبل ، ج 5 ، ص 81 ، ح 3235 و ص 113 ، ح 3323 و مسند أبي عوانة ، ج 2 ، ص 353 و سنن البيهقي ، ج 3 ، ص 167 .
      ألباني اين روايت را نيز در صحيح سنن أبي داود ، ج 1 ، 224 ، ح 1070 و صحيح سنن النسائي ، ج 1 ، ص 130 ، ح 586 و در إرواء الغليل ، ج 3 ، ص 34 ، ح 579 تصحيح كرده است . اين روايات چنان محکم هستند که مفسر بزرگ اهل سنت يعني آلوسي اذعان کرده است که جواز جمع بين صلاتين مطلبي است که روايات صحيحه آن را تأئيد مي کند. تفسیر روح المعانی، ج15،ص 132 و 133 به نقل از سید محمدرضا مدرسی،‌ الجمع بین الصلاتین،‌ص8.
      اين نشان مي‌دهد كه رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم تمامي اين مسائل را پيش بيني كرده بوده و به فكر امت خود بوده است
      پس هم میتوان سه وقته خواند هم پنج وقته پس شیعه کافر نیست.

  42. لطفا دروغ را به عنوان واقعیت درج نکنید. در متعه فرزندی که حاصل میشود ارث میبرد و حق نسبیت و ابویت برای او ثابت است.
    زن شوهردار را طبق هیچ فتوایی در مذهب شیعه نمیتوان به عقد موقت درآورد . این همه دروغ برای چه ؟ کافی است به
    فتواوای مراجع شیعه در حال و گذشته رجوع کنید . در ضمن طبق احادیث اهل سنت متعه در زمان پیامبر اکرم (ص ) رایج بوده و جناب عمر خلیفه دوم به تصمیم خود آنرا حرام اعلام فرمود .

  43. ضمنا دوستان اهل سنت و شیعه کتاب شبهای پیشاور و الغدیر رو بخونید اون موقع تمام جوابهای سوالتتون رو خواهید دید

  44. دربحث الحاق فرزند به پدرخود در انواع ازدواج اعم از متعه وموقت ودایم میان فقها اختلافی نیست ونویسنده دچاراشتباه فاحشی شده است وحتی آدرس را به غلط ثبت نموده است درحالی که باب مستقلی در همین زمینه وجود داردلطفا به این آدرس مراجعه نمایید
    وسایل الشیعه صفحه488 باب (ان الولد المتعه یلحق بابیه)

    برداشت شما از روایت متعه زن شوهردار بسیار عوامانه وسطحی است وترجمه آن غلط می باشد.فحص در امر ازدواج نسبت به تجرد زن لازم نیست وبه قول ایشان اکتفا می شود چه در دایم یا موقت ….

  45. سلام محضر کارشناس محترم و برادران اهل سنت
    در میان شیعیان از متعه فقط نامش و بدنامی ایران میان مسلمانان جهان باقی مانده است.همه فکر میکنند ما مجردا و متاهل ها هرشب با یکی میخوابیم و همهمون بچه صیغه ایم!
    استفتا از دفتر آیت الله مکارم شیرازی
    پسری یقین داردکه اگر بخواهد ازپدر دختری که باکره است اذن جهت متعه بگیرد فقط و فقط به خاطر زشت بودن این کار نزد عرف جامعه پدر قصد جان داماد را میکند و به او آسیب جدی میزند یا به دختر خود صدمه وارد میکند آیا باز هم اذن پدر لازم است؟
    پاسخ بله اذن پدر لازم است
    ضمنا ایشان در فتوایی دیگر فرمودند تا ضرورتی نباشد احتیاط در ترک متعه است.یعنی برای تنوع طلبی ،این کار بنا بر احتیاط حرام است.
    با این فتوا مشخص شدکه متعه مانند دری است که همیشه بسته است و عملا منسوخ است.
    مگر اینکه از یه آدم مطمئن بخوای که برات زن ثیبه{غیرباکره}پیدا کنه که تقریبا به اندازه زنه پول میگیره،اونم بدون اذن دخول!تازه اگه این آدم مطمئن هرروز نخواد بیاد ازت حق سکوت بگیره چون ممکنه به اقوامت بگه و آبروت رو ببره.
    نه اینکه متعه بد باشه،شدیم مصداق آش نخورده و دهن سوخته که بعضیا تو ماهواره به زبان های مختلف شیعه رو به کاری که میون خود شیعه ها بسیار قبیهه متهم کنن. اگه هممون این کا رو میکردیم این قدر بهم فشار نمی اومد که همش ما رو متهم میکنن.

  46. با سلام
    تمامی احکام شرعی وابسته به اعتقادات و مبانی دین و مذهبه اگر کسی با مبانی و اعتقادات باطلی داشته باشد احکام شرعی اوهر چه باشد باطل محض است و اگر مبانی و اعتقادات او حق و صحیح باشد احکام شرعی او هم حق و صحیح خواهد بود اگر چه علت و حکمت احکام برای او معلوم نباشد. پس اول ببینید اعتقاداتی که دارید حق است یا باطل و این را هم بدانیم که ما برای ابدیت خلق شده ایم و اعتقادات ما و در نتیجه اعمال ما آن ابدیت را میسازد حال یا بهشت ابدی یا جهنم ابدی پس می ارزد که مدتی از عمر خود را برای کشف حقیقت سپری کنیم همانگونه که حقیر حق و حقیقت را در شیعه ی دوازده امامی یافتم. خدا نعمت بی بدیل هدایت خود را نصیب همگان کند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد/ نظرات ارائه شده در مطالب به منزله دیدگاه سایت سنت انلاین نیست

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

زبان فارسی زبان عربی سنت آںلاینءِ بلوچی بہر


Scroll To Top