شما اینجا هستید: خانه / مقاله‌ها / فرهنگ و جامعه / دروغ جهاد نکاح

دروغ جهاد نکاح

893863بالاخره ثابت شد که داستان جهاد نکاح دروغی بیش نیست که توسط مکاران سازمان اطلاعات سوریه برای تخریب وجهه گروه‌های مخالف نظام رژیم ساخته و پرداخته شده است. بوق‌های تبلیغاتی رژیم نیز به ترویج این مقوله پرداختند و گمان می‌کنم تا حدودی موفق شدند به اعتبار نیروهای ملی در حال مبارزه و دفاع از کرامت ملت سوریه ضربه بزنند. در تبلیغ این ایده‌ی شیطانی، بسیاری از دشمنان جریان اسلامی خارج از سوریه نیز مشارکت نمودند؛ به‌عنوان مثال در مصر و تونس دقیقاً همین اتهام علیه اسلامگرایان به کار برده شد. نه تنها نوشته‌های جریان غیراسلامی در جهان عرب، بلکه تمام هم و غم اپوزیسیون سوریه نیز به این امر اختصاص یافت، تا آنجا که اعتبار و جلالت جهاد مورد اهانت قرار گرفت و همه از این زاویه به آن نگاه ‌می‌کردند؛ گویی جهاد، پوشش و دستاویزی برای ارتکاب فحشا و ترویج آن می‌باشد.

درحالی‌ که برخی رسانه‌های عربی شادمانه این حکایت را روایت می‌کردند، رسانه‌های فرانسوی از جمله روزنامه «لوموند» و «کانال ۲۴» تلویزیون فرانسه دروغ بودن جهاد نکاح را افشا نمودند. لوموند در اول ماه اکتوبر جاری طی گزارشی اعلام کرد که جهاد نکاح در سوریه، وجود خارجی ندارد و رسانه‌های رژیم در راستای هجوم به انقلابیون، که رژیم به قصد انکار ملی‌ بودن‌شان، آنها را بیگانه یا وابسته به بیگانگان می‌داند، این ایده را اختراع کرده‌اند. بنا به گزارش لوموند این توطئه برای اولین بار در اواخر سال ۲۰۱۲ توسط یکی از شبکه‌ های جدیدالتاسیس المیادین حامی رژیم دمشق در لبنان مطرح، و به سرعت توسط منبرهای رسانه‌ای حامی بشار اسد نسخه‌ برداری و منتشر شد. هدف اصلی از این دروغ تخریب وجهه اپوزیسیون سوریه بود، اما افکار عمومی جهان عرب را نیز شامل این توهین کرد. برای این‌ که مصداق و سندی برای آن بتراشند فتوایی در این زمینه به یکی از داعیان معروف دینی اهل سعودی یعنی شیخ محمد العریفی منتسب کردند. انکار سریع این موضوع توسط العریفی، باعث شد تا این بار فتوا را به منبع ناشناخته‌ دیگری، که اثبات آن آسان نیست، نسبت دهند.

این روزنامه فرانسوی می‌افزاید مسأله جهاد نکاح، دارای خاصیتی هیجان‌انگیز و مورد علاقه‌ی رسانه‌هاست، به‌همین خاطر نشریات و برنامه‌های تلویزیونی به‌ صورت گسترده به آن پرداختند، بدون این‌ که فتوایی در تجویز آن وجود داشته باشد. گزارش اشاره می‌کند که تمام گروه‌های اپوزیسیون سوریه از ائتلاف ملی سوریه گرفته تا جیش الحر (ارتش آزادی‌ بخش) و جبهه النصره این ایده را انکار نموده و با قاطعیت گفته‌اند چنین چیزی در میان انقلابیون وجود ندارد.

لوموند به سخنان لطفی بن جدو، وزیر کشور تونس اشاره می‌کند که گفته بود تعدادی از زنان تونسی برای شرکت در چنین جهادی به سوریه رفته‌اند، اما هیچ آمار و ارقامی ارائه نکرد، همان‌طور که پیش و پس از آغاز ماجرا، هیچ مدرکی دال بر وجود فتوای یک عالم تونسی در این زمینه وجود نداشته است تا این خبر را تأیید کند.

«کانال ۲۴» تلویزیون فرانسه نیز دقیقاً به همین نتیجه رسیده و گفته وزیر کشور تونس در مخالفت با جنبش النهضه (حزب حاکم به رهبری الغنوشی) به چنین موضوعی دامن زده است. این کانال می‌گوید با منابع مطمئن مرتبط با اپوزیسیون سوریه تماس گرفته است و همه گرو‌ها داستان را از اساس انکار کرده و آن را به اطلاعات سوریه نسبت دادند. بنا به گزارش کانل ۲۴ فرانسه السید أنور مالک، یکی از ناظران و نمایندگان اتحادیه عرب اعزامی به سوریه نیز داستان جهاد نکاح را ساخته و پرداخته اطلاعات سوریه دانسته است. در گزارش این شبکه به دو نکته مهم اشاره شده است:

یک؛ تصاویر منتسب به دختران تونسی قلابی و مربوط به دختران چچنی در زمان درگیری به نیروهای روسیه است.

دو؛ میلکه جباری یکی از کارکنان شبکه «المیادین» لبنان نزدیک به رژیم سوریه از شغل خود استعفا داده است، زیرا مجبور شده بود در ساخت و پخش برنامه‌ی جهاد نکاح از شبکه المیادین شرکت داشته باشد.

جوخه‌ی قتل سوریه فقط آن‌هایی نیستند که بر سر مخالفین آتش می‌ریزند و آنها را خاکستر می‌کنند، بلکه اقدامات دیگری نیز در فضای رسانه‌ای انجام می‌شود و با تیرهای پلید و مسموم مانند داستان جهاد نکاح مخالفان را ترور شخصیت و آنان را نیست و نابود می‌کنند. باید اعتراف کرد که جوخه‌ی مرگ رسانه‌ها قوی‌تر و گسترده‌تر است، نه فقط از این لحاظ که بینندگان تلویزیون بیش از خوانندگان کتاب و روزنامه‌اند، بلکه به‌ خاطر اینکه این گروه علاوه بر داخل سوریه در سراسر جهان عرب نیز حضور دارند. به این کارها می‌پردازند، درحالی‌ که خوب می‌دانند که رسانه‌ها امروزه جزیی از سلاح کشتار جمعی شده‌اند که وجدان انسان‌ها را فاسد می‌کند، روح و احساس آنها را می‌کشد و از انسانیت تهی‌شان می‌کند حتی اگر به ظاهر زنده باشند.

نویسنده: فهمی هویدی / ترجمه: عبدالسلام سلیمی

لینک منبع عربی: روزنامه الشروق مصر

منبع: تابش

۱۲ نظر

  1. با سلام نکاح جهاد دروغ است نکاح مسیار چطوردر مورد آن مطلبی بنویسید

    • عبدالله ملازهی

      باسلام حسین اقا شما به طور کنایی دارین میپرسین یه جوری میخوای بگی ازدواج مسیار همون ازدواج موقته اگه نمی دونی پس بهت میگم
      علمای شیعه برای گمراه کردن قوم خود مدعی شده‌اند که اهل سنت نیز ازدواج موقت دارند ولی نامش را ازدواج میسار گذاشتند آنها می‌گویند:
      منكران ازدواج مؤقّت (يعنى غالب برادران اهل سنّت) هنگامى كه تحت فشار جوانان و اقشار ديگر محروم قرار گرفته اند، تدريجاً به نوعى ازدواج ـ شبيه ازدواج مؤقّت ـ تن در داده اند و آن را «ازدواج مسيار» مى نامند، هر چند نام آن را ازدواج مؤقّت نمي‌گذارند، ولى در عمل هيچ تفاوتى با ازدواج موقّت ندارد; به اين ترتيب كه اجازه مي‌دهند فرد نيازمند به ازدواج، با زنى ازدواج دائم كند در حالى كه قصد دارد بعد از مدّت كوتاهى او را طلاق دهد و با او شرط مى‌كند كه نه حقّ نفقه داشته باشد و نه شب خوابى و نه ارث! يعنى دقيقاً شبيه ازدواج مؤقّت، با اين تفاوت كه در اين جا با طلاق از هم جدا می‌شوند و در ازدواج مؤقّت با بخشيدن باقيمانده مدّت يا سرآمدن مدّت و هر دو ازآغاز زمان محدودى را در نظر دارند.
      این دروغ است فرق ازدواج میسار با ازدواج معمولی در این است که، زن حق شب خود را می‌بخشد و نفقه نمی‌خواهد، اما حق ارث بخشیدنی نیست چون هنوز در دستش نیامده که ببخشد، ماهی در دریا و پرنده در هوا را نمی‌شود بخشید.
      ازدواج میسار همان تعدد است که زن دوم، در مقابل زن اول گذشت‌های می‌کند تا شوهر بیابد.
      وانگهی ازدواج میسار را همین آیه‌ای که شیعه ادعا دارد مال متعه است اجازه داده بله اجازه داده آیه را ببینید
      [النساء: 24].
      الله خودش می‌گوید«بر شما گناهی نیست که بعد از مهر واجب در چیزی که راضی شدید».
      خب زن راضی می‌شود که نفقه نگیرد و حق شب نگیرد یا هر چیز دیگر که راضی شد در حد شرع.
      نكاح «مسیار» یكی از اشكال ازدواج دائم ‌است، كه فرقش با ازدواج عادی در این است که در آن زن از حق نفقه و مسكن و حق شب خود صرف‌نظر می‌كند و شوهر هرگاه خواست به دیدار او می‌رود.
      این ازدواج سابق نبوده زیرا سابقا مردها دو زن می‌گرفتند و زن کم بود، پس هیچ زنی در ابتداء ازدواج به این شرط تن نمی‌داده مگر زنی که بیماریی داشته که خودش می‌دانسته بدرد زناشویی نمی‌خورد.
      اما حالا چون مرد ها از ترس‌های واهی زن دوم نمی‌گیرند، این خرابی در دین، خرابی دوم را سبب شده، یعنی بعضی از زنان پاکدامن اما بیچاره، تن به این شرط خفت‌بار می‌دهند، و این شروط در شریعت گنجایش دارد اما با روح ازدواج مخالف است برای همین بعضی از علماء آنرا حرام اعلام نموده اند مثل شیخ آلبانی اما بقیه می‌گویند که مادام زن خودش با اختیار خودش از حقوقی صرفنظر می‌کند دیگران چه حقی دارند که کاسه داغتر از آش شوند؟
      و اول گفتیم که این خلل برای این پیش آمد که مردها زن دوم نمی‌گیرند و بعضی از مازاد زنان پاکدامن شوهر نیافته دیگر؛ راهی بنظرشان نرسید غیر از اینکه تنازل کنند و امتیاز بدهند و به کم قانع شوند اما در این ازدواج زن فقط حق دارد چیزی را ببخشد که مالکش است مثلا نمی‌تواند حق ارث را ببخشد چون به دستش نیامده و ماهی در آب و مرغ در هوا فروخته نمی‌شود و ارث بعد از مرگ شوهر است که بدست زن می‌رسد مال بدست نیامده بخشیده نمی‌شود پس با همه سهل‌انگاری این متعه نیست، و ارث زن و مرد را بهم وصل می‌کند و دشمن مال هم نیستند برخلاف متعه که ارثی در بین نیست.
      و ایضا چیز های دیگری غیر از ارث در ازدواج موقت نیست اما درازدواج مسیار هست که چند تا را بر میشماریم:
      1- محدودیت تا فقط 4 زن، در حالیکه در صیغه محدودیتی نیست 1000 تا هم گرفتی بگیر!!!!!!!!
      2- در ازدواج مسیار شاهدان لازم است صیغه شاهد ندارد!
      3- در ازدواج مسیار اعلان نمودن عروسی لازم است صیغه اعلان ندارد!
      4- در نزد ما «نكاح به شرط طلاق» حرام است صیغه اصلا طلاق ندارد قرارداد تجارتی است.
      5- و حتی خیلی از علما «نكاح به نیت طلاق در دل» را حرام اعلان می‌شمارند و گفتیم که شیعه اصلا در صیغه طلاق ندارد, تا دل داشته باشد این قرار داد است.
      6- در ازدواج مسیار زن در صورت فوت شوهر یا طلاق یا خلع طبق قانون قرآن عده نگه می‌دارد، و اما عده زن صیغه‌ای شیعه‌ها نصف آنچیزی است که قرآن نوشته.
      7- در نكاح مسیار نسب بچه متولد شده خود بخود ثابت است و ثبوت لازم ندارد ولی در ازدواج موقت باید نسب ثابت شود!!
      8- در ازدواج مسیار زن حق نفقه و مسكن و عدالت در تقسیم شب دارد این حق در اصل و اساس برای او ثابت است, اما او با اختیار خودش این حق را می‌بخشد در حالیکه در ازدواج متعه اصلا زن چنین حقوقی ندارد تا ببخشد یعنی ازدواج مسیار عملاً یک ازدواج دائم است و تمام حقوق و آثار ازدواج دائم بر آن مترتب می‌شود ولی زن با قراردادی اخلاقی و با رغبت قلبی خود از حق ثابت خود می‌گذرد.
      9- همان‌گونه ذكر شد در نكاح موقت چیزی به نام «طلاق» وجود ندارد، بلكه با پایان یافتن وقت تعیین شده، عملاً ازدواج پایان می‌یابد، ولی در نكاح «مسیار» جز با طلاق پایان نمی‌یابد.
      حالا باز چرا با اینهمه فرق علمای شیعه می‌گویند ازدواج مسیار همان متعه و صیغه ماست!!!

  2. درمورد نکاح مسیارمن قبلا مطلبی در سایت تابش خوانده ام-نکاح مسیاردروغ نیست ولی شرایط خاص خودش را داردپیشنهاد من اینه به همانجا مراجعه کنیدومطالعه کنید
    http://tabesh.net/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%db%8c-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d9%85%d9%88%d9%82%d8%aa/

  3. نکاج مسیار هم راهی است بزای فرار از نکاح رسمی و دایمی.

    • فکرنمی کنم نظرشما درست باشدزیرا نکاح مسیارنکاح دائمی ورسمی است ولی درستکه طبق عرف اجتماع ونکاح وعقد رسمی نیست.ولی ازنظرشرع اشکالی نداردبه شرط رعایت مواردان وبنکاح موقت که درفقه اهل سنت جایگاهی نداداززمین تااسمان فرق می کند

  4. جوینده حقیقت

    یک سوال دارم به چه دلیل ازدواج موقت جایز نیست؟

    • به دلیل اینکه شما یک قاعده ای به نام خلاف الجماعه دارید.وچون سنی ها حرام می دانند شما روا می دارید.(جواب من درحدخودت بود وکافی هم است)

    • عبدالله ملازهی

      اقای جوینده ی حقیقت امیدوارم که واقعا جوینده ی حقیقت باشی
      پرسیدی چرا ازدواج موقت حرام است؟
      بهت میگم چرا فقط اینها رابخون
      تضاد متعه با قوانین قرآن
      : الله به مردها در قرآن اجازه داده فقط تا 4 زن بگیرند،اما متعه برعکس است
      متعه این قانون الهی را ملغی می‌کند و به مرد اجازه میدهد تا 900 زن و بیشتر بگیرد.
      طرفداران قانون متعه می‌گویند: اما این مؤقت است آن دایم.
      در جواب می‌گویم که: ازدواج مؤقت میتواند یک ازدواج دایمی و بلکه حتی فراتر از ازدواج دایمی باشد.
      زمان زندگی مشترک زن و مرد در عقد دایم، تقریبآ 50 سال، طول میکشد و بعد یکی میمیرد.
      اما شما میتوانید زنی را صیغه کنید و مدت صیغه را، 99 سال قرار دهید، پس دایمی شد! عملاً دایمی شد!!.
      خلاصه اگر قانون صیغه، الهی باشد پس الله آیة سوم از سورة نساء
      [النساء: 3].
      که مرد را محدود می‌کند به ازدواج حداکثر تا 4 زن را، به عبث و بیهوده نازل کرده.
      اما چون قرآن عبث نیست، پس ناچاریم نتیجه بگیریم که قانون متعه پوچ و بیهوده و در تضاد با این آیه قرآن است.
      : این قانون طلاق اسلامی را ملغی کرده
      اسلام ازدواج را یک پیوند مقدس اعلام کرد و اجازه بازی با آن را نمی‌دهد و چرا این پیوند مقدس نباشد درحالیکه شالوده زندگی انسانی بر آن بنا شده، برای همین اسلام اجازه بیش از دو طلاق را نمی‌دهد
      [البقرة: 229].
      «طلاق، (طلاقى که رجوع و بازگشت دارد،) دو مرتبه است».
      و اگر مردی زن خود را برای بار سوم طلاق داد مجازات می‌شود، مجازاتی سنگین!!
      یعنی آن زن باید برود اول زن مرد دیگری شود و بعد اگر شانس یاری کند و این مرد دوم، زن را طلاق دهد آنوقت مرد اول میتواند باز با او عروسی کند.
      قران میگوید:
      [البقرة: 230].
      «یعنی ((اگر (بعد از دو طلاق و رجوع، بار ديگر) او را طلاق داد، از آن به بعد، زن بر او حلال نخواهد بود؛ مگر اينکه همسر ديگرى انتخاب کند (و با او، آميزش‏جنسى نمايد. در اين صورت،) اگر (همسر دوم) او را طلاق گفت، گناهى ندارد که بازگشت کنند؛ (و با همسر اول، دوباره ازدواج نمايد)».
      اما در ازدواج متعه این قانون ملغی است مرد میتواند صد بار و بیشتر پیوند زناشویی را بگسلاند و باز پیوند دهد بدون آنکه مجازاتی را منتظر خود ببیند.
      شیعه می‌گوید: متعه اصلاً طلاق ندارد تا مجازات داشته باشد پایان مدت دارد.
      خب، نامش طلاق نیست معنی طلاق را که دارد یک زن و شوهر را بر یکدیگر حرام می‌کند یعنی عین همان کار طلاق را می‌کند اما محدودیت ندارد.
      قرآن دوست ندارد پیوند زناشویی بازیچه شود زنا که نیست، زناشوی است.
      در اعتراض14 دیدید تعدد و چند زن گیری را بازیچه کردند، محدودیت اسلام تا 4 زن برداشتند و آن را تبدیل کردند به 900 زن، و اینجا می‌بینید طلاق را بازیچه کردند و محدودیت اسلام تا سه طلاق را عوض کردند و تبدیل کردند به 300 طلاق و بیشتر!!.
      مودت و رحمت نیست
      [الروم: 21].
      «و از نشانه‏هاى او اينكه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدان آرامش یابید و ميانتان دوستى و رحمت نهاد، آرى در اين امر براى مردمى كه مى‏انديشند قطعا نشانه‏هاى است».
      یکی از نتایج ازدواج، داشتن کانون گرم خانواده است در متعه چنین چیزی نیست.
      ازدواج مؤقت باعث آرامش و باعث رحمت و مودت و دوستی و مهر و محبت نیست یک ارتباط جنسی یکطرفه است ما با بقال محبتی نداریم پول میدهیم شکر می‌خریم. صیغه عین همین خرید شکر از دکاندار است
      زن صیغه‌ای امین و محافظ خانه نیست
      حتی باعث آرامش هم نیست زنی که برای یک روز برای اون کار وارد خانه می‌شود صفت «حافظات للغیب» را ندارد آیه را ببینید
      النساء: 34].
      «مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى که خداوند براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى که از اموالشان (در مورد زنان) مى‏کنند. و زنان صالح، زنانى هستند که متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى که خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏کنند».
      اما در ازدواج مؤقت آدم نمیتواند مطمئن باشد که این زن یک روزه و مؤقتی از اثاث خانه چیزی را کش نرود و نمیتواند او را در خانه تنها بگزارد و امین خانه کند پس نگهبان خانه نیست که برعکس ترس از او لازم است.
      و برای همین می‌برندش هتل و باید مرد، مواظب کیف پولش هم باشد … عجب آرامشی.
      تازه امین بدن و جسد مرد هم نیست،خودت حدیث مفصل بخوان از این مجمل
      نه زوجه است نه کنیز
      ﴾ [المؤمنون: 5-7].
      «و آنها که دامان خود را حفظ مى‏کنند؛ تنها آميزش جنسى با همسران و کنيزانشان دارند، که در بهره‏گيرى از آنان ملامت نمى‏شوند؛ و کسانى که غير از اين طريق را طلب کنند، تجاوزگرند!».
      یکی از معجزات قرآن این است که در جملاتی کوچک موضوعات زیادی را بیان می‌کند.
      در آیه بالا الله چون میدانسته بشر راه های زیادی برای عمل جنسی اختراع خواهد کرد لذا فرموده همه راه‌ها سرکشی است الا دو راه.
      اول: نزدیکی با همسر.
      دوم: نزدیکی با کنیز خودت.
      این روزها شنیدم که دارند آدم مصنوعی درست می‌کنند برای اون کار!! می‌گویند تا 2050 تکمیل می‌شود هرچند که حالا هم قابل استفاده است.
      قبل از این عروسک و ذکر و فرج مصنوعی درست کردند.
      بشر دوپا، سراغ حیوانات هم رفته ازدواج مرد با مرد و زن با زن هم رایج است بلکه ازدوج دو نفر با یک نفر و ازدواج دست جمعی را اختراع کرده، اما همه با این آیه رد می‌شود.
      حالا باید ببینیم زن صیغه‌ای همسر است یا کنیز، کنیز که نیست خود شیعه هم قبول ندارد که کنیز است.
      پس همسر است.
      اما صرفاً به اینکه که نام گوجه فرنگی را انار بگزاریم آن انار نمی‌شود نام مدینه را مکه بگزاریم آن مکه نمی‌شود نام شراب را آب میوه بگزاریم آن آب میوه نمی‌شود نام متعه را همسری بگزاریم آن همسر نمی‌شود، باید خصوصیات انار و مکه و آب میوه و همسر را داشته، زن متعه شده اگر همسر است.
      چرا طلاق ندارد؟!
      چرا محدودیت طلاق ندارد؟!
      چرا محدودیت عروسی ندارد؟!
      چرا شاهد ندارد؟!
      چرا ارث ندارد؟!
      چرا نفقه ندارد؟!
      پس زوجه‌ای نیست که قرآن برسمیت شناخته باشد. و عمل‌کننده به آن از زمره عادون (از حد تجاوز کننده) است.
      زن شوهر مرده، حقوقی در قرآن دارد اما زن صیغه‌ای که شوهرش بمیرد هیچ حقی ندارد نه نفقه، نه ارث، نه سکن و نه و نه و نه ………که این هم خلاف قرآن است.
      نتایج عروسی را ندارد در فرزند و نوه
      از اهداف و از مزایای ازدواج یکی این است
      [النحل: 72].
      «خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد؛ و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه‏هايى به وجود آورد؛ و از پاکيزه‏ها به شما روزى داد؛ آيا به باطل ايمان مى‏آورند، و نعمت خدا را انکار مى‏کنند؟!».
      ببینید الله چه زیبا می‌گوید: آيا به باطل ايمان مى‏آورند، و نعمت خدا را انکار مى‏کنند؟!.
      منظور از نعمت الله در اینجا نوه و بچه است اما در ازدواج مؤقت مردم دنبال داشتن بچه و نوه نیستند یک ازدواج دو روزه حاصلش نمیتواند فرزند باشد چه برسد به نوه!!.
      پس ازدواج مؤقت انکار نعمت الله انکار داشتن بچه و نوه است پس ایمان به باطل است.
      : نتایج عروسی را ندارد در خویشاوندی
      علاوه بر این در این نوع ازدواج، زن و مرد با خانواده همسر خود آشنا نمیشوند در حالیکه یکی دیگر از مزایا و اهداف ازدواج دایم همانا گسترش و زیاد کردن فامیل است.
      [الفرقان: 54].
      «او کسى است که از آب، انسانى را آفريد؛ سپس او را دارای خویشاوندی و دامادی نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از اين دو طريق گسترش داد)؛ و پروردگار تو همواره توانا بوده است».
      در ازدواج مؤقت طرفین سعی می‌کنند فامیلشان از این وصلت شوم و مؤقت بیخبر بمانند.
      : قرآن فلسفه ازدواج مؤقت را قبول ندارد و راه دیگری را تجویز می‌کند
      شیعه می‌گوید ازدواج مؤقت راه حل برای کسانی است که توانایی ازدواج دایم را ندارند و ترس از این است که در گناه بیافتند.
      اما الله برای کسیکه توانایی ازدواج را ندارد این راه حل را نشان داده، ببینید و عجیب اینکه این آیه همسایه همان آیه است که شیعه مدعیست درباره متعه نازل شده آیه را ببینید:
      [النساء: 25].
      «و هركس ازشما تواناني مالي نداشته باشد كه با زناني آزاد مؤمن ازدواج كند – بهتر است – باملك يمين‌هاي تان از كنيزان مؤمن تان ازداوج كند و خداوند به ايمان شما داناتر است همه از يكديگريد. پس با اجازه سرپرست شان با آنان ازدواج كنيد و مهرهايشان را به وجه پسنديده به ايشان بدهيد در حاليكه پاكدامنان غير پليد كار باشند و دوست گيران نهاني نباشند، آنگاه چون ازدواج كردند اگر مرتكب كارناشايستي – زنا- شدند مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتيست كه بر زنان آزاد مقرراست،. اين حكم – ازدواج با كنيزان- براي كسي از شما است كه از آلايش گناه بترسد و شكيبايي – و پاكدامني – پيشه كردن برايتان بهتر است و خداوند آمرزگار مهربان است».
      پس خداوند حكيم در كلام پاكش كساني را كه به علت كمبود امكانات به ازدواج دسترسي ندارند دستور داده باكنيزها ازدواج كنند اگر چنین نکنند و صبر کنند صبر بهتر است بلکه اگر به کنیز هم دسترسي نداشتند باید صبر كنند، اگر متعه حلال مي‌‌بود چرا در اينجا به عنوان آسانترين راه حل كه هر كس در هر شرايطي مي‌تواند به آن دسترسي داشته باشد طرح نگرديد؟!.
      و این هم دلیلی دیگر از قرآن
      النور: 33].
      «يعني: كساني كه به ازدواج دسترسي ندارند بايد صبر كنند و خودشان را پاك نگه‌دارند تا وقتي كه خداوند از فضل خودش آنان را غنا بخشد».
      پس علاج اين است كه انسان صبر كند و خودش را از آلوده كردن به چيزهاي ديگر پاك نگه‌دارد تا خداوند شرايط ازدواجش را ميسر كند، اگر صيغه حلال مي‌بود ديگر لزومي نبود كه به استعفاف و انتظار امركند آشكارا مي‌فرمود: صيغه كنيد.
      شیعه‌ها می‌گویند:
      آیهمال کسی است که نکاح متعه نمیابد باید صبر کند.
      اما الله گفته: کسی نکاح نیافت صبر کند دوماً شما که می‌گوید کسی که نکاح نیافت باید متعه کند، پس آیه باید میگفت کسی که نکاح نیافت متعه کند و کسی که متعه نیافت صبر کند در حالیکه آیه مستقیم رفت از نکاح به کنیز و بعد صبر.
      و جواب دوم و مهم ما این است که، می‌گوییم: آقایان شیعه! نکاح با کنیز سخت‌تر است و دشوارتر است از نکاح مؤقت یک روزه و پول فراوان می‌خواهد کنیز هم که زن شد نفقه می‌خواهد لباس می‌خواهد خانه می‌خواهد بچه میاید هرچی می‌خواهد.
      آیا این دشوارتر است یا نکاح یک ساعته که هیچی نمی‌خواهد جز یک اسکناس درشت.
      پس دفاع و بهانه شما درست نیست درست این بود که اگر ازدواج مؤقت قانون اسلام است الله می‌فرمود: اگر کسی نمیتواند ازدواج دایم کند پس با کنیز عروسی کند، اگر با کنیز نتوانست متعه کند که آسان است البته کسی صبر کند بهتر است.
      بله آقایان شیعه! با این دفاع ها آبروی خود را نبرید.
      اما اگر این دفاع را نکنند پس آیه که می‌گوید:
      النساء: 25].
      «و هركس ازشما تواناني مالي نداشته باشد كه با زناني آزاد مؤمن ازدواج كند – بهتر است – باملك يمين‌هاي تان از كنيزان مؤمن تان ازداوج كند و خداوند به ايمان شما داناتر است همه از يكديگريد. پس با اجازه سرپرست شان با آنان ازدواج كنيد و مهرهايشان را به وجه پسنديده به ايشان بدهيد در حاليكه پاكدامنان غير پليد كار باشند و دوست گيران نهاني نباشند، آنگاه چون ازدواج كردند اگر مرتكب كارناشايستي – زنا- شدند مجازات آنان به اندازه نصف مجازاتيست كه بر زنان آزاد مقرراست،. اين حكم – ازدواج با كنيزان- براي كسي از شما است كه از آلايش گناه بترسد و شكيبايي – و پاكدامني – پيشه كردن برايتان بهتر است و خداوند آمرزگار مهربان است».
      را چگونه ماست مالی کنند
      زن کشتزار نیست
      در ازدواج مرد حق زناشویی دارد اصلاً برای همین عروسی کرده اما در متعه زن حق دارد شرط بگزارد و که مرد اجازه آمیزش ندارد.
      اما اگر زن کشتزار مرد است و هدف ازدواج آباد کردن این کشتزار است پس در ازدواج مؤقت این هدف وجود ندارد پس این آیه پایمال شده در این قانون
      [البقرة: 223].
      «زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهيد، مى‏توانيد با آنها آميزش کنيد. و (سعى نمائيد از اين فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نيکى براى خود، از پيش بفرستيد! و از خدا بپرهيزيد و بدانيد او را ملاقات خواهيد کرد و به مؤمنان، بشارت ده!».
      در متعه، مرد برتر از زن نیست، بلکه طرف قرارداد است
      و باز زن در ازدواج موقت می‌تواند بی‌اجازه شوهر هرجا که خواست برود و هر کس خواست را ببیند و مرد اون قوامیت که در ازدواج دایم دارد را اینجا ندارد بلکه به مفاد قرار داد عمل می‌کند.
      پس در اینجا هم این آیه دیگر پایمال قانون متعه می‌شود
      [النساء: 34].
      «مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتريهايى که خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهايى که از اموالشان (در مورد زنان) مى‏کنند. و زنان صالح، زنانى هستند که متواضعند، و در غياب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى که خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏کنند».
      تضاد متعه با سنت
      : در کتب سنی‌ها نیست
      شیعه‌ها برای دفاع از انحرافات عقیده‌تی خود همیشه می‌گویند: این عقیده ما در کتب اهل سنت هست یا فلان عالم سنی نیز بر این باور ماست.
      خلاصه اینکه شیعه‌ها بدون خجالت هر انحراف خود را به کتب ما نسبت میدهند، از متعه تا نزدیکی از دبر تا بد بودن ابوبکر و عمر تا امامت علی همه و همه را می‌گویند که: در کتب اهل سنت نوشته شده!!.
      اونها البته از این ترفندها استفاده می‌کنند.
      1 دروغ
      2 استناد به حدیث ضعیف،
      3 برداشت غلط از حدیث
      4 و تحریف معنی آن
      5 نصفه نقل کردن حدیث!
      6 گاهی ملای شیعه را سنی جا می‌زنند یا عقیده صوفی را یا منحرف را عقیده اهل سنت میدانند.
      7 کتاب مهم ما را رها می‌کنند و به کتب درجه 4 ما دست میاویزندوووووووو.
      در اینجا می‌خواهم فقط از یک دید و از یک زاویه ادعای آنها را رد کنم و آن اجماع سنی‌هاست.
      ما سنی‌ها نیز فرقه فرقه هستیم و در بین فرق ما اختلافات زیادی است بعضی از فرق سنی در استفاده از حدیث ضعیف اغراق می‌کنند اما با این وجود همه ما، ازدواج متعه را برسمیت نمی‌شناسیم بلکه زنا می‌دانیم معتقد به آن هرگز نمی‌تواند سنی باشد ولو آنکه ابوبکر را امام اول بداند.
      اگر در کتب ما می‌بود مگر ما علمای سوء کم داریم؟یا حاکم شهوتران مثل سلطان حسین صفوی کم داشتیم؟ خب، اون عالم حتماً استناد می‌کرد به این حدیث ولو ضعیف و متعه را حلال می‌کرد و دلی از عزا در میاورد.
      متعه که فایده دنیوی دارد و علمای شیعه در صف اول بهره‌گیران از زنان صیغه‌ای هستند.
      پس باور نمی‌شود کرد که صوفی‌های منحرف و قبرپرستان سنی، اگر بهانه‌ای برای حلال کردن آن می‌داشتند متعه را حرام بدانند.
      پس همین دلیل کافی است بر رد ادعای شیعه که صیغه کردن در کتب سنی‌ها درج نیست و اونها دروغ می‌گویند و می‌خواهند شیعه‌های ساده را بفریبند
      شیعه: به غلط می‌گویند که: امیرالمؤمنین عمر متعه را حرام کرد
      شیعه‌ها برای گمراه کردن پیروان خود ادعای عجیبی را مطرح می‌کنند و می‌گویند: در کتب اهل سنت نوشته که، متعه در زمان پیامبرص حلال بود و عمر آن را حرام کرد آنها با برداشت دلبخواهی از کتاب ما در حقیقت فقط خود را راضی می‌کنند در حالیکه ما احادیث صریح و صحیحی داریم که متعه را رسول الله ص حرام کرده برای نمونه اولی را ببینید.
      در کتاب مسلم که مهم‌ترین کتاب ما بعد از بخاری است بابی وجود دارد بنام باب: «نِكَاحِ الْمُتْعَةِ وَبَيَانِ أَنَّهُ أُبِيحَ ثُمَّ نُسِخَ ثُمَّ أُبِيحَ ثُمَّ نُسِخَ وَاسْتَقَرَّ تَحْرِيمُهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ».
      «باب نکاح متعه و بیان اینکه حلال شد بعد حرام شد و باز حلال شد و بعد باز حرام شد و برقرار ماند حکم حرام بودنش تا روز قیامت».
      و در این باب این حدیث است که رسول الله ص فرمود: «ای مردم، من بشما اجازه متعه را داده بودم و بدرستیکه الله آن را حرام قطعی کرده تا روز قیامت. پس هرکس که در پیشش چیزی از از اینگونه زنان (متعه‌‌ای) است رهایش کند و اگر پولی یا چیزی به آنها دادید هیچ چیز را پس نگیرید».
      اما آنچه در نزد شيعيان اعم از عوام و فقهاء معروف است اين است كه صيغه را عمر بن خطاب () حرام كرده است، در حالي كه خود حضرت رسول ص در غزوة خيبرحرام بودن آنرا اعلان فرموده اند.
      اميرالمؤمنين علی  مي‌فرمايند: «حَرَّم رسولُ الله  يوم خيبر لحوم الحمر الأهلية ونكاح المتع».
      شیعه این حدیث را چرا در کتب ما نمیبیند.
      اگر او نمی‌بیند با ما چه کار دارد ما که مجبوریم به احادیث خود ایمان داشته باشیم.
      اما آنچه که عمر گفته و در همین باب آمده، این است که تأکید کرده حرام بودن آن را، زیرا بعضی نمی‌دانستند و بعضی هم زیر بار نمی‌رفتند.
      می‌گویند: در صحيح مسلم كه ازمعتبرترين كتب حديث نزد برادران اهل سنّت است، مى‌خوانيم: «ابن أبى نضرة» می‌گويد: نزد جابر بن عبدالله انصارى بودم، گفت: ابن عبّاس و ابن زبير با هم در مسأله متعه زنان و متعه حج (حج تمتّع كه ميان عمره و حج فاصله باشد)، اختلاف دارند (تو چه مى‌گويى؟) گفت: ما هر دو را در زمان رسول خدا انجام داديم تا عمر از آن دو نهى كرد، وما خوددارى كرديم!».
      باوجود اين نصّ صريح آن هم در صحيح مسلم، باز هم مى‌توان گفت: متعه در عصر رسول الله ص تحريم شده است.
      عجيب است از اين حرف شيعه‌ها، ببینید چگونه معصومانه می‌گویند: برادران اهل سنت حرف کتاب خود را قبول ندارند.
      کدام کتاب از صحیح مسلم را؟!!.
      کدام باب از صحیح مسلم را؟!!.
      «باب نِكَاحِ الْمُتْعَةِ وَبَيَانِ أَنَّهُ أُبِيحَ ثُمَّ نُسِخَ ثُمَّ أُبِيحَ ثُمَّ نُسِخَ وَاسْتَقَرَّ تَحْرِيمُهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ».
      «باب نکاح متعه و بیان اینکه حلال شد بعد حرام شد و باز حلال شد و بعد باز حرام شد و برقرار ماند حکم حرام بودنش تا روز قیامت».
      آیا دیدید صداقت شیعه را در بحث کردن؟!
      آیا دیدید صداقت شیعه را در گمراه کردن قوم خود؟!
      رسم جاهلیست
      و این نکته را هم بدانید که ازدواج متعه توسط اسلام پدید نیامده یک رسم جاهلی بود مثل خوردن شراب که قرآن و پیامبر منعش کردند در چند مرحله منعش کردند البته دو بار حرام کرد، باز برای مدت محدودی حلال کرد و بلآخره حرامش کرد تا روز قیامت و این در کتب اصلی ما آمده.
      در زمان خود پیامبر ص مردی از بادیه برای ایشان شراب هدیه آورد. فرمود: مگر نمیدانی الله شراب را حرام کرده؟
      مرد آن را برداشت و کنار خود گذاشت پیامبر ص فرمود چرا کنار خودت گذاشتی؟
      گفت: یا رسول الله می‌فروشمش.
      فرمود: آیا نمیدانی چیزی که حرام باشد خرید و فروختش هم حرام است؟
      پس مرد دهانه بطری را باز کرد تا همه در زمین سرازیر کرد و بطری خالی شد.
      پس حکمی میتواند یک دفعه تحریم نشود، عادات جاهلی بوده کم کم از بین برده شده.
      رسول الله آنها را ممنوع کرد. این متعه این رسم اسلام نیست از انواع رسوم قبل از اسلام است. وقتی الله قوانین طلاق و محدودیت ازدواج و نفقه و ارث را وضع کرد خود بخود این رسم جاهلی منسوخ شد.
      علاوه بر این در سنت پیامبر ص حرام اعلام شده علاوه بر این سنی‌ها متفق القولند که حرام است، و میدانید ما سنی‌ها باهم در خیلی چیزها اختلافات داریم اما در متعه اجماع امت است از ملای مشرک ما تا ملای وهابی ما کسی به در حرام بودن متعه شک ندارد.
      اگر در این حالت، عالم شیعه کتاب ما را باز ‌کند تا از آن متعه را ثابت نماید، کارش چه معنی دارد؟!! هیچ!! جز فریب عوام شیعه.
      نه پیامبر صیغه کرده نه علی نه حسن نه حسین نه باقر نه صادق برو تا آخر
      حضرت علی  بعد از فاطمه 7 همسر دائمی گرفتند که هيچکدام صيغه‌ای نبودند.
      پیامبر ص هم زن صیغه‌ای نداشت در کتب ما نیست که حسن و حسین هم داشتند البته شیعه شاید به امامان دروغ ببندد و احادیث اونها معتبر نیست.
      می‌دانید که پیامبر در طول زندگی با 13 زن ازدواج کرد و ائمه دیگر شیعه نیز با تعداد بیشتری از زنان ازدواج کردند اما هیچکدام متعه انجام ندادند، آیا اگر متعه حلال است بهتر نبود یکی از ائمه شیعه این کار را انجام می‌داد تا برای شما حجت باشد؟. و هيچ امام زاده ای نیز نداریم که محصول صیغه باشد
      خلاف فطرت است
      قباحت این عمل نزد خود شیعیان نیز معلوم است. آیا اگر یکی از شما خدای نکرده پدرش از دنیا برود حاضر است مادرش را هردو ماه به دو ماه (نعوذبالله) صیغه افراد مختلف كند و اوبه خانه‌های مختلف برود مطمئناً هیچ کس از شیعیان چنین چیزی را قبول نمی‌کند.
      این حدیث را ببینید: جوانی آمد پیش رسول الله و گفت: ای پیامبرخدا، بمن اجازه زنا را بده، پس مردم متوجه او شدند و توبیخش کردند و سرزنش نمودند
      رسول الله ص فرمود: نه نه! نزدیکش کنید. پس جوان نزدیک آمد فرمود: بنشین و جوان نشست.
      رسول الله ص فرمودند: آیا زنا را برای مادرت می‌پسندی؟ جوان گفت: الله مرا فدای تو کند ای رسول الله، والله که دوست ندارم! فرمود: مردم نیز برای مادرانشان دوست ندارند، آیا زنا را برای دخترت می‌پسندی؟ جوان گفت: الله مرا فدای تو کند ای رسول الله، والله که دوست ندارم! فرمود: مردم نیز برای دخترانشان دوست ندارند آیا زنا را برای خواهرت می‌پسندی؟ جوان گفت: الله مرا فدای تو کند ای رسول الله، والله که دوست ندارم! فرمود: مردم نیز برای خواهرانشان دوست ندارند آیا زنا را برای عمه‌ات می‌پسندی؟جوان گفت: الله مرا فدای تو کند ای رسول الله، والله که دوست ندارم! فرمود: مردم نیز برای عمه هایشان دوست ندارند، آیا زنا را برای خاله‌ات می‌پسندی؟ جوان گفت: الله مرا فدای تو کند ای رسول الله، والله که دوست ندارم! فرمود: مردم نیز برای خاله هایشان دوست ندارند، سپس رسول الله دست بر جوان گذاشت و دعا کرد:
      الهی گناهش را ببخش و قلبش را پاک کن و شرمگاهش را محفوظ بدار.
      روای می‌گوید: بعد از آن جوان توجه نداشت به زنا.
      حالا قانون متعه و صیغه کردن را با حدیث بالا محک بزنید. آیا ما آن را برای خواهر یا مادر یا دختر یا عمه یا خاله خود میپسندیم؟؟!!.
      نه نمی‌پسندیم چون بر خلاف فطرت انسانی است.
      کارهای فطری یعنی کارهایی که با ساختار آفرینش انسان از لحاظ مادی و معنوی‌ در تضاد نباشد و برای انسان مفیدتر باشد.
      اما اینکه انسانها کاری را دوست داشته باشند این را نمی‌شود گفت کار فطری. البته اگر نتایج کار خود را دوست داشتند پس غالباً (نه همیشه) اون کار فطری است.
      مثلا خیلی‌ها لواط را دوست دارند اما همه اونها از سوزش و زخم مقعد و قولون در هنگام خروج مدفوع متنفرند.
      خیلی‌ها شراب را دوست دارند اما از خمار و سردرد صبحگاهی بدشان میاید.
      خیلی‌ها برای گوشت خوک می‌میرند اما از لکه حاصله از گوشت خوک در صورت (لکه خوکی) و از کرم روده متنفرند.
      زنا را دوست دارند اما از ایدز متنفرند.
      موسیقی را دوست دارند اما از کوفتگی بدن و کوتاه شدن عمر را دوست ندارند.
      اما بعضی از کارهای غیر فطری، دیگر خیلی ضررش آشکار است تا آنجا که کننده آن در همان هنگامی که دارد آنرا می‌ستاید از آن متنفر است!!.
      کشیش مار پرست فلان کلیسای آمریکا در همان حالی که دارد از فلسفه مار پرستی دفاع می‌کند اگر زیر پای خود یک مار نیش دار و زهر دار را ببیند دو پای دیگر قرض می‌کند و الفرار.
      معلم تعلیمات دینی که در دفاع از صیغه دهانش کف کرده ناگهان می‌بیند یک دانش آموز دستش را بلند کرد.
      — آقا اجازه.
      — بله، چی میگی.
      — آقا من مجردم و جوان، شما هم دختر دارید صیغه هم ثواب داره بمن می‌دهید؟.
      — برو بیرون از کلاس بی‌پدر مادر و بی‌همه چیز.
      دیدید ای مدافعان متعه. آيا شما حاضريد كه همسر آينده شما اين ثواب را برده باشد
      بد نیست ماجرای زیر را بخوانید که در آن «عبدالله بن معمر لیثی» سوالی را از امام باقر می‌کند، و ایشان جواب جالبی می‌دهند.
      «قَالَ الْآبِيُّ فِي كِتَابِ نَثْرِالدُّرَرِ رُوِيَ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ مَعْمَرٍ اللَّيْثِيَّ قَالَ لِأَبِي جَعْفَرٍ: بَلَغَنِي أَنَّكَ تُفْتِي فِي الْمُتْعَةِ؟ فَقَالَ: أَحَلَّهَا اللَّهُ فِي كِتَابِهِ وَسَنَّهَا رَسُولُ اللَّهِ  وَعَمِلَ بِهَا أَصْحَابُهُ. فَقَالَ عَبْدُاللَّهِ: فَقَدْ نَهَى عَنْهَا عُمَرُ. قَالَ: فَأَنْتَ عَلَى قَوْلِ صَاحِبِكَ وَأَنَا عَلَى قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ .
      قَالَ عَبْدُاللَّهِ: فَيَسُرُّكَ أَنَّ نِسَاءَكَ فَعَلْنَ ذَلِكَ؟ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ: وَمَا ذِكْرُ النِّسَاءِ هَاهُنَا يَا أَنْوَكُ إِنَّ الَّذِي أَحَلَّهَا فِي كِتَابِهِ وَأَبَاحَهَا لِعِبَادِهِ أَغْيَرُ مِنْكَ وَمِمَّنْ نَهَى عَنْهَا تَكَلُّفاً! بَلْ يَسُرُّكَ أَنَّ بَعْضَ حَرَمِكَ تَحْتَ حَائِكٍ مِنْ حَاكَةِ يَثْرِبَ نِكَاحاً؟ قَالَ: لَا. قَالَ: فَلِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ؟ قَالَ: لَا أُحَرِّمُ وَلَكِنَّ الْحَائِكَ مَا هُوَ لِي بِكُفْوٍ.
      قَالَ: فَإِنَّ اللَّهَ ارْتَضَى عَمَلَهُ وَرَغِبَ فِيهِ وَزَوَّجَهُ حُوراً. أَفَتَرْغَبُ عَمَّنْ رَغِبَ اللَّهُ فِيهِ وَتَسْتَنْكِفُ مِمَّنْ هُوَ كُفْوٌ لِحُورِ الْجِنَانِ كِبْراً وَعُتُوّاً؟ قَالَ: فَضَحِكَ عَبْدُ اللَّهِ وَقَالَ: مَا أَحْسَبُ صُدُورَكُمْ إِلَّا مَنَابِتَ أَشْجَارِ الْعِلْمِ فَصَارَ لَكُمْ ثَمَرُهُ وَلِلنَّاسِ وَرَقُهُ!». [مجلسی؛ بحارالأنوار، ج 46 ص 356 - به نقل از: كشف‏الغمة، ج 2 ص 149].
      «آبیّ در کتاب نثرالدرر می‌گوید: روایت شده که عبدالله بن معمر لیثی به ابوجعفر امام باقر گفت: به من رسیده که تو در – جواز- متعه فتوا میدهی؟ امام باقر  فرمود: «خدا آن را در کتابش حلال کرده و رسول خدا آن را سنت نهاده و اصحابش به آن عمل نموده اند». عبدالله گفت: ولی عمر از آن نهی کرده است. امام باقر فرمود: «پس تو بر سخن دوستت باش و من بر سخن رسول الله». عبدالله گفت: پس آیا تو خوشحال می‌شوی که زنان منسوب به] تو آن کار را انجام دهند؟ امام باقر فرمود: «مساله زنان این جا [مطرح] نیست ای احمق! همانا کسی که آن را در کتابش حلال دانسته و برای بندگانش اجازه فرموده، از تو و از کسی که از آن به زور نهی کرده غیرت‌مندتر است! بلکه [از تو میپرسم] آیا تو خوشحال می‌شوی که برخی از [زنان] حَرَم تو با بافنده‌ای از بافندگان مدینه ازدواج کند؟ «عبدالله گفت: نه. امام باقر فرمود: «پس چرا آن چه را خدا حلال کرده حرام می‌کنی؟ «عبدالله گفت: حرام نمی‌کنم و لیکن بافنده همتای من نیست. امام باقر فرمود: «همانا خداوند از عمل او راضی است و در آن راغب است و حوریه‌ای را به ازدواج او در می‌آورد. پس آیا تو از کسی که خداوند در او راغب است روی می‌گردانی و از کسی که او همتای حوریان بهشتی است استنکاف می‌ورزی [آنهم] از روی کبر و گستاخی؟ «[راوی] می‌گوید: پس عبدالله خندید و گفت: گمان نمی‌کنم سینه‌های شما جز ریشه‌های درختان علم باشد. پس میوه‌ی آن برای شماست و برگ هایش برای مردم!».
      در جواب می‌گویم: البته آدم اگر دلش نخواهد می‌تواند خواهرش را به بافنده ندهد اما با این حدیث، سه اشکال جدید به میدان میایند:
      1- اگر بافنده همتای مردشریف نیست پس چرا دخترش یا خواهرش همتای اوست؟ بله برای ازدواج دایم همتا نیست اما برای ازدواج مؤقت این خواهر بافنده، همتای شاه سلطان حسین صفوی هم هست.
      پس این بهترین دلیل است که شیعه به ازدواج مؤقت بچشم ازدواج نگاه نمی‌کند.
      2- شیعه برای زنی که صیغه می‌شود ثواب‌های عظیمی را روایت کرده تا زنان تشویق شوند.
      آیا امامان و بستگان آنها نباید در عمل خیر از امت پیشی گیرند یا ثواب فقط مال بدبخت‌هاست؟؟!!.
      3- از این معلوم شد که که ازدواج متعه یک راه حل برای همه نیست. دختر خانواده شریف چقدر که در تنگنا قرار گیرد نباید متعه شود (ربطی ندارد امکانات عروسی دارد یا ندارد یا درس میخواند) در هر حال باید صبر کند دختران شیعه، باید همان کاری را بکنند که دختران سنی می‌کنند یعنی عفاف پیشه کنند و دعا نمایند تا الله فرجی بیاورد.
      پس چه عیب دارد که پسر شیعه هم همان کاری را بکند که پسر سنی می‌کند و دور متعه را خط بکشد دختر که می‌تواند صبر کند پسر چرا نتواند؟.
      چه مردی بود کز زنی کم بود؟.
      مجری زرنگ تلویزیون الجزیره، یک روز بدجوری دختر رفسنجاني (یک حاکم و عالم سرشناس شیعه) را در تنگنا قرار داد ناگهان وسط مصاحبه ازش پرسید: توحاضری صیغه شوی؟ زن مِن و مِن کرد اما مجری ول نکرد گفت: اینکار را برای خودت می‌پسندی؟؟!!.
      دختر رفسنجانی جواب داد این کار شرفای ما نیست (حدیث امام باقر).
      مجری گفت: پس شما مثل زرتشتی‌ها دو قانون دارید یکی برای شرفاء، و یکی برای طبقات پایین اجتماع.
      فرق است بین ازدواج مؤقت و تعدد در ازدواج، از نگاه فطرت!
      حالا من باصدای بلند اعلام می‌کنم که زن دوم شدن را برای خواهر بیوه خود می‌پسندم و از این گفته خود خجالت نمی‌کشم.
      اما (امام باقر بزعم شما) و خود شما که مدافع متعه اید جرات ندارید که بگویید که متعه را برای خود می‌پسندید.
      می‌گویند: مردم نپسندند دلیل بر بدی نیست.
      مردم ازدواج دوم را هم نمی‌پسندند.
      بله، درسته، پسند مردم ملاک نیست اما مدافع قانون که آن را نپسندد این دیگر از اون حرف هاست.
      و نظر شیعه در باره تنفر مردم از ازدواج دوم، مردود است مردها، معمولاً آن را دوست دارند و خیلی از زنان نیز آن را دوست دارند اگر دوست نمی‌داشتند زن دوم نمی‌شدند.
      در عمل هم می‌بینیم ملیونها مرد، زن دوم دارند و کسی از کار خود احساس شرم نمی‌کند بلکه با افتخار می‌گویند: دو زنه هستیم و در تاریخ نیز مثال داریم و اکثر شرفا و بزرگان دو زنه بودند (پیامبر و همه امامان شما) ابداً قابل مقایسه نیست با متعه (از زاویه شرم اجتماعی).
      مثال زیر شاید راه گشا باشد.
      عالمی در دهلی نو هر روز به مردم می‌گفت: پیرو رسم و رواج هندوان نباشید، و بیوه زنان خود را شوهر دهید در این شرمی نیست.
      این گفته را در هر جمعه تکرار می‌کرد.
      در یک جمعه گفت: ای مردم، من مادرم پیرم را به عقد فلان دوستم در آوردم تا شما از ازدواج بیوه‌های تان احساس شرم نکنید و بمن اقتداء کنید او کجا و باقر «البته بزعم شما» کجا؟ ما می‌گوییم: وقتی مدافع قانونی خودش از اجرای آن احساس شرم می‌کند آن قانون خلاف فطرت است.
      شیعه می‌گوید: این ادعای سنی که پیامبر در عمره اجازه متعه را داده و بعد حرامش کرده این نتیجه را می‌دهد که پیامبر در برهه‌ای از زمان خلاف فطرت دستور داده!!!.
      جواب این است.
      دستورات پیامبر در هر حال مطابق فطرت است یعنی اگر چند روزی امر کرده به متعه رایج در بین مردم،….. این بی برو برگرد از نظر مسلمان برای همان چند روز فقط مطابق فطرت است و اسلام نرم گرفته بر قوم تازه مسلمان شده.
      اگر چند روز در مقابل شراب‌خوری سکوت کرده و با این سکوت بر شراب‌خواری مهر تایید زده، اینکار از نظر مسلمان برای همان چند روز فقط مطابق فطرت است چون مدارا کرده با قوم تازه مسلمان شده.
      اگر اسلام، عرب عصر جاهلی که رو به کعبه نماز می‌خواندند را امر کرد و دستور داد که پشت به کعبه نماز بخوانند، نمی‌توانی بگویی: خلاف فطرت امر کرده مگر اینکه مسلمان نباشی و اگر دوباره از این امر و دستور خود برگشته باز کارش ثواب است و مطابق فطرت.
      مسلمان حق ندارد اعتراض کند اما یک زندیق حق دارد چنین ایرادی بگیرد …..که جواب ما به او این است:
      [رسول الله با قوم تازه مسلمان شده مدارا کرده و عادات‌های زشت را کم کم از آنها گرفته و به جایش به آنها عبادات را «آن را نیز کم کم و بتدریج» فرض کرده و به این خاطر در باره منکرات جاهلی گاهی سکوت کرده گاهی اجازه داده تا یک زمانی و گاهی منع کرده باز برگشته از منع ...اما حرف آخر ایشان معتبر است].

  5. جوینده حقیقت

    علی آقای عزیز
    شما همیشه اینگونه پاسخ میدهید؟
    ممنون که در حد خودم گفتید ولی کافی نبود چون نفرمودید به چه دلیل – طبق فرمایش خودتان – در نزد اهل سنت و جماعت، حرام است؟ ممنون میشوم مجددا بصورت ساده و همه فهم بیان فرمایید.
    با تشکر فراوان.

  6. سلام اگربه شکل ساده بگویم از بخاری ومسلم شما قبول می کنید.مسلم مورد قبول ماست وتو قبولش نداری وفایده ای هم نداردکه بنویسم یا نه.حالا چندتامی نویسم تابرای شما کافی باشد.این دلایل ماست

    حَدَّثَنَا مَالِكُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، حَدَّثَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ، أَنَّهُ سَمِعَ الزُّهْرِيَّ، يَقُولُ أَخْبَرَنِي الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ، وَأَخُوهُ عَبْدُ اللَّهِ، عَنْ أَبِيهِمَا، أَنَّ عَلِيًّا ـ رضى الله عنه ـ قَالَ لاِبْنِ عَبَّاسٍ إِنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم نَهَى عَنِ الْمُتْعَةِ وَعَنْ لُحُومِ الْحُمُرِ الأَهْلِيَّةِ زَمَنَ خَيْبَرَ‏.‏

    وَقَالَ ابْنُ أَبِي ذِئْبٍ حَدَّثَنِي إِيَاسُ بْنُ سَلَمَةَ بْنِ الأَكْوَعِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ‏ “‏ أَيُّمَا رَجُلٍ وَامْرَأَةٍ تَوَافَقَا فَعِشْرَةُ مَا بَيْنَهُمَا ثَلاَثُ لَيَالٍ فَإِنْ أَحَبَّا أَنْ يَتَزَايَدَا أَوْ يَتَتَارَكَا تَتَارَكَا ‏”‏‏.‏ فَمَا أَدْرِي أَشَىْءٌ كَانَ لَنَا خَاصَّةً أَمْ لِلنَّاسِ عَامَّةً‏.‏ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَبَيَّنَهُ عَلِيٌّ عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم أَنَّهُ مَنْسُوخٌ‏.‏

    باب نَهْىِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَنْ نِكَاحِ الْمُتْعَةِ
    ******************************************************************************
    حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ يَحْيَى، قَالَ قَرَأْتُ عَلَى مَالِكٍ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ، وَالْحَسَنِ، ابْنَىْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِمَا، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم نَهَى عَنْ مُتْعَةِ النِّسَاءِ يَوْمَ خَيْبَرَ وَعَنْ أَكْلِ لُحُومِ الْحُمُرِ الإِنْسِيَّةِ

    وَحَدَّثَنَاهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْمَاءَ الضُّبَعِيُّ، حَدَّثَنَا جُوَيْرِيَةُ، عَنْ مَالِكٍ، بِهَذَا الإِسْنَادِ وَقَالَ سَمِعَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ، يَقُولُ لِفُلاَنٍ إِنَّكَ رَجُلٌ تَائِهٌ نَهَانَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ‏.‏ بِمِثْلِ حَدِيثِ يَحْيَى بْنِ يَحْيَى عَنْ مَالِكٍ ‏.‏

    حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، وَابْنُ، نُمَيْرٍ وَزُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ جَمِيعًا عَنِ ابْنِ عُيَيْنَةَ، – قَالَ زُهَيْرٌ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، – عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنِ الْحَسَنِ، وَعَبْدِ اللَّهِ، ابْنَىْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِمَا، عَنْ عَلِيٍّ، أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم نَهَى عَنْ نِكَاحِ الْمُتْعَةِ يَوْمَ خَيْبَرَ وَعَنْ لُحُومِ الْحُمُرِ الأَهْلِيَّةِ ‏.‏

    وَحَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نُمَيْرٍ، حَدَّثَنَا أَبِي، حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ، عَنِ الْحَسَنِ، وَعَبْدِ اللَّهِ، ابْنَىْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِمَا، عَنْ عَلِيٍّ، أَنَّهُ سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ، يُلَيِّنُ فِي مُتْعَةِ النِّسَاءِ فَقَالَ مَهْلاً يَا ابْنَ عَبَّاسٍ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم نَهَى عَنْهَا يَوْمَ خَيْبَرَ وَعَنْ لُحُومِ الْحُمُرِ الإِنْسِيَّةِ ‏.‏

    ( وهکذا) وَحَدَّثَنِي أَبُو الطَّاهِرِ، وَحَرْمَلَةُ بْنُ يَحْيَى، قَالاَ أَخْبَرَنَا ابْنُ وَهْبٍ، أَخْبَرَنِي يُونُسُ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ،……..

    حَدَّثَنَا عَمْرٌو النَّاقِدُ، وَابْنُ، نُمَيْرٍ قَالاَ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنِ الرَّبِيعِ بْنِ سَبْرَةَ، عَنْ أَبِيهِ، أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم نَهَى عَنْ نِكَاحِ الْمُتْعَةِ ‏

    حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نُمَيْرٍ، حَدَّثَنَا أَبِي، حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ عُمَرَ، حَدَّثَنِي الرَّبِيعُ بْنُ سَبْرَةَ الْجُهَنِيُّ، أَنَّ أَبَاهُ، حَدَّثَهُ أَنَّهُ، كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَقَالَ ‏ “‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي قَدْ كُنْتُ أَذِنْتُ لَكُمْ فِي الاِسْتِمْتَاعِ مِنَ النِّسَاءِ وَإِنَّ اللَّهَ قَدْ حَرَّمَ ذَلِكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

    وَحَدَّثَنَاهُ أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، حَدَّثَنَا عَبْدَةُ بْنُ سُلَيْمَانَ، عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ عُمَرَ، بِهَذَا الإِسْنَادِ قَالَ رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَائِمًا بَيْنَ الرُّكْنِ وَالْبَابِ وَهُوَ يَقُولُ بِمِثْلِ حَدِيثِ ابْنِ نُمَيْرٍ ‏.

    حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، حَدَّثَنَا يُونُسُ بْنُ مُحَمَّدٍ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ زِيَادٍ، حَدَّثَنَا أَبُو عُمَيْسٍ، عَنْ إِيَاسِ بْنِ سَلَمَةَ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ رَخَّصَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَامَ أَوْطَاسٍ فِي الْمُتْعَةِ ثَلاَثًا ثُمَّ نَهَى عَنْهَا ‏.‏

    باب نِكَاحِ الْمُتْعَةِ وَبَيَانِ أَنَّهُ أُبِيحَ ثُمَّ نُسِخَ ثُمَّ أُبِيحَ ثُمَّ نُسِخَ وَاسْتَقَرَّ تَحْرِيمُهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ
    **********************************************************************************

    حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِي عُمَرَ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ، وَالْحَسَنِ، ابْنَىْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِمَا، عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم نَهَى عَنْ مُتْعَةِ النِّسَاءِ وَعَنْ لُحُومِ الْحُمُرِ الأَهْلِيَّةِ زَمَنَ خَيْبَرَ ‏.‏ قَالَ وَفِي الْبَابِ عَنْ سَبْرَةَ الْجُهَنِيِّ وَأَبِي هُرَيْرَةَ ‏.‏ قَالَ أَبُو عِيسَى حَدِيثُ عَلِيٍّ حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ ‏.‏ وَالْعَمَلُ عَلَى هَذَا عِنْدَ أَهْلِ الْعِلْمِ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم وَغَيْرِهِمْ وَإِنَّمَا رُوِيَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ شَيْءٌ مِنَ الرُّخْصَةِ فِي الْمُتْعَةِ ثُمَّ رَجَعَ عَنْ قَوْلِهِ حَيْثُ أُخْبِرَ عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم وَأَمْرُ أَكْثَرِ أَهْلِ الْعِلْمِ عَلَى تَحْرِيمِ الْمُتْعَةِ وَهُوَ قَوْلُ الثَّوْرِيِّ وَابْنِ الْمُبَارَكِ وَالشَّافِعِيِّ وَأَحْمَدَ وَإِسْحَاقَ ‏.‏

    حَدَّثَنَا مَحْمُودُ بْنُ غَيْلاَنَ، حَدَّثَنَا سُفْيَانُ بْنُ عُقْبَةَ، أَخُو قَبِيصَةَ بْنِ عُقْبَةَ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ، عَنْ مُوسَى بْنِ عُبَيْدَةَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ كَعْبٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ إِنَّمَا كَانَتِ الْمُتْعَةُ فِي أَوَّلِ الإِسْلاَمِ كَانَ الرَّجُلُ يَقْدَمُ الْبَلْدَةَ لَيْسَ لَهُ بِهَا مَعْرِفَةٌ فَيَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ بِقَدْرِ مَا يَرَى أَنَّهُ يُقِيمُ فَتَحْفَظُ لَهُ مَتَاعَهُ وَتُصْلِحُ لَهُ شَيْئَهُ حَتَّى إِذَا نَزَلَتِ الآيَةُ ‏:‏ ‏(‏ إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ ‏)‏ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ فَكُلُّ فَرْجٍ سِوَى هَذَيْنِ فَهُوَ حَرَامٌ ‏.‏
    صحصیح امام ترمذی باب مَا جَاءَ فِي تَحْرِيمِ نِكَاحِ الْمُتْعَةِ
    *************************************************************************************
    حالا شما تعین کنید برای ما حرام یا حلال؟یا اگرمی خواهیدقبول نکنم واین احادیث رابه دیواربکوبم هم اشکالی ندارد.برای من هم یکی ازاین کسانی که می شناسید پیداکنید.آدم ازهوس بازی بدش نمی آید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  7. سلام. من تا به امروز نمیدونستم بین اهل سنت عقد موقت حرومه. خیلی جالب بود برام. واقعا بعضی قوانین سنی ها چقد خوبه. کاری با اسامی و شرایط انواع ازدواجا نداریم. چه برا زن چه برا مردش اونی که اهل زندگیه تن ب 1 ازدواج میده ، ازدواج رسمی، دائمی برای 1عمر. فوقش طرفت خیلی بد بود زندگی زجرآور بود آخرش متوسل میشی ب طلاق.بقیه ازدواجا مال هوسبازای……. هست ک هیچوق تمومی نداره

  8. داداش منیه شیعه هستم این حرفا رو ول کنین ما همه یه مقصد داریم اونم اسلام یعنی تسلیم شدن در برابر خدا حالا یکی شیعه هستش یکی سنی مهم اینه که همه ما روبه یه قبله خدارو ستایش میکنیم داعش و تندروهای سنی وشیعه همشون عمال تفرقه وسرگرمی مردم هستن

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد/ نظرات ارائه شده در مطالب به منزله دیدگاه سایت سنت انلاین نیست

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

زبان فارسی زبان عربی سنت آںلاینءِ بلوچی بہر


Scroll To Top