پنج شنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۴ مصادف با 18 ذوالقعده, 1436
خانه » مقاله‌ها » عقیده » تعریف ایمان، بساطت و مراتب ایمان و موجبات ارتداد
تعریف ایمان، بساطت و مراتب ایمان و موجبات ارتداد

01242671484

تعریف ایمان ایمان در لغت به معنای تصدیق و باور داشتن است، هر چند گاهی به معنای وثوق و اطمینان نیز به كار می‌رود؛ اما در اصطلاح شرعی عبارت است از: «تصدیق و جزم به مسایل ضروری دین»، از این رو تصدیق مسایل ظنی و اجتهادی كه موجب علم ضروری نمی‌شود، در پیدایش ایمان كافی نیست، و انكار آن نیز موجب كفر نمی‌شود.

بساطت و تركیب ایمان در این مسأله دیدگاه‌هـا مختلف است؛ گـروهـی ایمـان را مركب از سه ركن دانسته‌اند:

1. تصدیق قلبی؛ 2. اقرار زبانی؛ 3. عمل جوارحی.

محدثان می‌گویند: عمل صالح ركن ایمان است، اما ركن از دو قسم تشكیل می‌گردد، اصلی و فرعی، و عمل از اركان فرعی به شمار می‌آید. نظیر شاخه درخت كه با جدا شدن، نام درخت بر او صدق می‌كند. معتزله و خوارج نیز از كسانی هستند كه ایمان را از سه امر فوق مركب دانسته‌اند به گونه‌ای كه با فقدان یكی از آن‌ها ایمان نیز از بین می‌رود؛ زیرا قاعده‌ی عقلی بر آن است كه مركب با بعضی از اجزا منتفی می‌شود.

البته بین معتزله و خوارج در یك نكته اختلاف است و آن این‌كه معتزله می‌گویند: با ترك عمل صالح یا ارتكاب گناه كبیره، نه مؤمن بر او صدق می‌كند و نه كافر، بلكه فرد سومی است؛ یعنی فاسق. اما خوارج می‌گویند: چنین شخصی از ایمان بیرون رفته و كافر می‌شود.

محققان از فقها و متكلمان، ایمان را بسیط دانسته و می‌گویند: ایمان تصدیق قلبی است اما اقرار زبانی و عمل جوارحی شرط لازم آن می‌باشد. اقرار زبانی را از آن جهت شرط دانسته‌اند تا كسانی را كه در دل یقین و معرفت دارند، اما در ظاهر و با زبان اقرار نمی‌كنند، خارج سازند. از این رو اقرار را در برابر جحود قرار داده‌اند؛ «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَیْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا» [نحل: 14]؛ «با آن‌كه در پیش خود یقین داشتند، از كبر و نخوت و ستمگری انكار كردند.»

البته اقرار در صورتی شرط است كه عذر و مانعی وجود نداشته باشد؛ زیرا اقرار زبانی در موارد ترس و اكراه ساقط می‌شود، چنان‌كه در قرآن كریم می‌فرماید: «إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ» [نحل: 106]؛ «جز آن‌كه از روی اجبار به زبان كافر شود و دلش در ایمان ثابت باشد.»

بنابراین اگر كسی در غیر موارد ضرورت شهادتین را به زبان نگوید، كافر است. چنان‌كه اگر كسی التزام به اسلام نداشته باشد و از كفر برائت نجوید ـ مانند هرقل ـ نیز مسلمان نیست.

مراتب ایمان در این مسأله نیز علما دیدگاه‌های مختلف دارند كسانی كه ایمان را مركب دانسته‌اند، زیاده و نقیضه ایمان را پذیرفته‌اند، در برابر كسانی كه به بساطت ایمان معتقد هستند.

محدثان برای ایمان دو مرتبه ذكر كرده‌اند:

1. مرتبه‌ی نخست، تصدیق قلبی است. اثر این مرتبه نجات از آتش دوزخ است هر چند مدتی در آتش بماند. 2. مرحله‌ی كامل‌تر عبارت است از تصدیق به قلب، اقرار به زبان و عمل به جوارح، كه باعث ورود به بهشت می‌شود. بر این اساس اگر عمل صالح نباشد ایمان محفوظ است.

از این رو منافق چون از مرتبه‌ی نخست، یعنی تصدیق قلبی بی‌بهره است، جزو مؤمنین به شمار نمی‌آید؛ چنان‌كه در قرآن می‌فرماید: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آَمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْیَوْمِ الْآَخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ» [بقره: 8].

اما فقها و متكلمان كه ایمان را بسیط دانسته‌اند، عمل صالح را شرط اجرای احكام و باعث زینت و انبساط و نور می‌دانند.

كفر و اقسام آن كفر بر دو قسم است: حقیقی و حكمی.

ـ كفر حقیقی عبارت است از: انكار یكی از ضروریات دین و دارای چهار قسم است: 1. كفر انكاری؛ یعنی انكار توحید به قلب و زبان. 2. كفر جحودی؛ یعنی خدا را می‌شناسد اما با زبان اقرار نمی‌كند؛ نظیر شیطان. 3. كفر عناد و لجاجت؛ یعنی خداوند بزرگ را شناخته و اقرار زبانی نیز دارد، اما از پذیرش ایمان سر باز می‌زند؛ مانند هرقل. 4. كفر نفاق؛ یعنی در ظاهر اقرار دارد، اما در دل كفر می‌ورزد؛ مانند منافقان.

كفر حكمی، كفری است كه یكی از شعارها و نشانه‌های كفار را ملتزم باشد؛ زیرا التزام داشتن به شعارهای كفر نشانه‌ی تكذیب اسلام است؛ چنان‌كه در شرح مواقف بدین مطلب اشاره شده است.

در حاشیه‌ی فیض الباری پیرامون اقسام كفر چنین آمده است: «اگر كسی اقرار و اذعان ظاهری و باطنی به اسلام نداشته باشد، كافر است و اگر اعتراف زبانی دارد، اما در قلب، كفر را پنهان نماید، منافق است. اگر اعتراف زبانی و قلبی داشته باشد، اما بعضی از ضروریات دین را بر خلاف اجماع امت تفسیر نماید، این شخص زندیق است، نظیر این‌كه بگوید: آن‌چه در قرآن نسبت به بهشت و دوزخ آمده، حق است؛ اما بهشت و دوزخ در خارج وجود ندارد، بلكه مقصود از بهشت، ابتهاج و خوشحالی است كه در پرتو ملكات پسندیده پیدا می‌شود و مقصود از آتش، ندامت و پشیمانی است كه به وسیله‌ی ملكات ناپسند حاصل می‌گردد.»

موجبات ارتداد مقصود از ارتداد، بازگشت از ایمان به كفر است. اگر مسلمانی یكی از ضروریات دین را انكار نماید ـ خواه با صراحت یا كنایه ـ مرتد می‌گردد. بنابراین انكار آن‌چه موجب تحقق ایمان می‌شود، كفر و ارتداد است.

 نوشته‌ی: شیخ الحدیث مولانا سیدمحمد یوسف حسین‌پور حفظه الله

ديدگاه شما نظرات ( 2 )
  1. amın می‌گه:

    salam alıkom dost azız
    saıt zebay shuma ra ba eftekhatar dar weblogfam lınk kardam
    moafaq bashıd….
    tashkur

    ریحانه می‌گه:

    سلام
    خوب اما خیلی کم جامعه الان نیاز به توضیح بیشتری دارد
    التماس دعا

ديدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بيشترين بازديد بيشترين نظرات