جمعه, ۲۸ مهر ۱۳۹۶ مصادف با 29 محرم , 1439
خانه » خانه و خانواده » اعتماد خانواده مرا تباه کرد
اعتماد خانواده مرا تباه کرد
;

http://www.you-select.nl/?hire-someone-to-do-my-essay hire someone to do my essay به شدت اشک می‌ریزد و می‌گوید: من قربانی اعتماد کورکورانه‌ی خانواده‌ام شدم. یک تلفن در اتاقم بود، یک گوشی همراه در جیبم بود، آزادی کامل برای نقل و انتقال داشتم و هیچ نظارت و کنترلی وجود نداشت.

http://securityx.org/phd-thesis-proposal-in-management/

http://www.phaseii.com/custom-papers-for-college/ این ابزار به من کمک می‌کرد تا با جوانی که در مورد عشق و علاقه‌اش در طول شب صحبت می‌کرد، خارج شوم. او مرا قانع کرد که در رؤیای ازدواج با من به سر می‌برد. وقتی با او خارج شدم خواست با من خلوت کند، ولی عنایت پروردگار لطیف‌تر از هر چیزی است و به سلامت به خانواده برگشتم، ولی احساس درد و عقده‌ی گناه در قبال پدر و مادرم که در خواب عمیق بسر می‌بردند و دخترشان با جوانی در بیرون از منزل بود مرا رها نمی‌کند.

page

watch این دانش‌آموز از یک شوک روانی رنج می‌برد، او را نزد یک روان‌پزشک بردیم و به فضل خدا توانست او را از مشکلش نجات دهد و اکنون از حضور در سخنرانی‌های دینی در مساجد و دارالقرآن‌ها غیبت نمی‌کند.

link
محمد احمد هلالي ( مجموعه‌ي طلايي از داستان‌هاي واقعي )
ترجمه : دکتر ابراهيم ساعدي رودي
ديدگاه شما نظرات ( 0 )
نظري ثبت نشده است.
source url سایت شیخ الحدیث مولانا حسين پور مدیر مدرسه علوم دینی عین العلوم گشت