پنج شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ مصادف با 24 ذوالقعده , 1438
خانه » باشگاه انديشه » از ستیز با زمانه تا رهبری جهان اسلام
از ستیز با زمانه تا رهبری جهان اسلام

اگر می‌خواهیم دوباره جایگاه خویش را در رهبری بشریت به دست آوریم، بر ماست که اعتقادمان را چنان تعمیق و ریشه‌دار کنیم که تأثیرش در گفتار و کردار ما روشن گردد. چنانکه شاعر اسلام، دکتر محمد اقبال اعتقاد دارد که: مسلمان آفریده نشده است تا هماهنگ با جریان آب شنا کند و با کاروان بشری همگام باشد، به هر سویی که کاروان روی آورد، او نیز در همان جهت حرکت کند؛ بلکه مسلمان آفریده شده تا جهان، جامعه و تمدن را جهت دهد، نظر خویش را بر بشریت تحمیل و اراده‌اش را به وی دیکته کند؛ زیرا مسلمان دارای رسالت، علم و یقین است و نسبت به جهان و حرکت و جهت‌گیری آن مسؤولیت دارد.

بنابراین مسلمان در مقام تقلید و پیروی نیست، بلکه مقام امامت و رهبری، ارشاد و راهنمایی و امر و نهی، از آنِ اوست. هرگاه زمان با وی بستیزد و یا جامعه از وی روی برتابد و به انحراف گراید، برای مسلمان شایسته نیست که تسلیم شود و دست روی دست بگذارد و با زمان از درِ مسالمت درآید؛ بلکه باید بر جامعه بشورد و به مبارزه به پا خیزد:

حدیث کم نظران است تو با زمانه بساز /∗/ زمانه با تو نسازد تو با زمانه ستیز

و چنان به پیکار و ستیزش ادامه دهد تا خداوند یکتا خودش داوری کند. تسلیم شدن، سستی به خود راه دادن در برابر اوضاع و شرایط سخت و دشوار و تقدیر و سرنوشت را بهانه قرار دادن، در خور انسانی ضعیف و فرومایه است، نه مؤمن نیرومند که خود قضا و قدر غالب و برگشت‌ناپذیر خدای یکتاست...

امروزه درد اساسی جهان اسلام، دل بستن به زندگی دنیا، آرمیدن در سایهٴ اوضاع فاسد و اسراف بیش از حد در زندگی است. نه فسادی وی را پریشان می‌کند و نه انحرافی او را به حرکت در می‌آورد و نه منکری برانگیخته‌اش می‌کند. جز مسألهٴ خوراک و پوشاک چیزی دیگر برای اهمیت ندارد.

بدیهی است که تأثیر قران و سیرت نبوی اگر به دل راه یابد، نبردی بین ایمان و نفاق، یقین و شک، منافع زودگذر دنیا و آخرت، و بین آسایش جسم و تن و زندگی قهرمانانه و مرگ با شهادت آغاز می‌شود. این نبرد را هر پیامبری در زمان خویش به وجود آورده است و یقیناً جهان نیز به شیوه‌ای دیگر اصلاح نخواهد شد. اگر چنین شود، در هر گوشه‌ای از کرانه‌های جهان اسلام و در هر خانواده‌ی مسلمان افرادی این‌چنین به پا خواهند خاست: ﴿فِتْیَهٌ ءٰامَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى * وَرَبَطْنَا عَلىٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمٰواتِ وَالأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلٰهاً لَقَدْ قُلْنَا إِذاً شَطَطاً﴾ [کهف: ۱۳،۱۴]؛ جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان داشتند و ما بر [یقین و] هدایتشان افزودیم. ما دل‌هایشان را استوار ساختیم، آنگاه که به پا خاستند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمین است، ما هرگز غیر از او معبودی را نخواهیم پرستید. [اگر چنین بگوییم و کسی را جز او معبود بدانیم] در این صورت سخنی [گزاف و] دور از حق گفته‌ایم.

آن وقت است که بوی عطرآگین بهشت به مشام خواهد رسید و نسیم‌های قرن اوّل وزیدن خواهد گرفت و در دامن اسلام، جهانی تازه که با جهان قدیم هیچ شباهتی ندارد، زاده خواهد شد.

دكتر محمد يوسف موسىٰ( مقدمهٴ ماذا خسر العالم )
ترجمه : عبدالحکیم عثمانی
ديدگاه شما نظرات ( 0 )
نظري ثبت نشده است.

ديدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *